X
تبلیغات
لویمی-کریم-نقش روانشناسی درزندگی انسان
نقش روانشناسی درزندگی انسان
ارتباط چشمی: مهمترین ابزار در ارتباط

ارتباط چشمی شما چگونه است؟ پرخاشگر؟ ملایم و مهربان؟ جذاب؟ آیا با چشمهایتان می توانید کسی را دوست داشته باشید؟ ارتباط چشمی هنری است که نیاز به مهارت بسیار زیاد دارد اما برای موثر بودن روابط، حیاتی است. چطور می توانیم ارتباط چشمی بهتری داشته باشیم؟
ارتباط چشمی، ارتباط اجتماعی لازم را برای فردی که به او گوش می دهید یا با او حرف می زنید فراهم میکند. ارتباط چشمی زیاد باعث می شود دیگران تصور کنند فردی متجاوز هستید؛ ارتباط چشمی کم هم باعث می شود دیگران تصور کنند علاقه ای به صحبت های آنان ندارید. از اینرو ارتباط چشمی در برقراری ارتباط با دیکران مهارت بسیار زیادی را طلب می کند. فروشنده ها، سیاست مداران، و سخنگویان معمولاً بالاترین مهارت را در این زمینه دار هستند.

اهمیت ارتباط چشمی وقتی بر من آشکار شد که مجبور بودم برای مشاوره چشم در چشم افراد نگاه کنم. تجربه به من نشان داد که وقتی نگاهم را از آنها می گرفتم، فرد صحبت خود را قطع می کرد. و وقتی ارتباط چشمیم را با او حفظ می کردم، فرد با تصور اینکه صحبت هایش مورد علاقه و توجه من است، به حرف زدن ادامه می داد.

علائم روحی ارتباط چشمی

دست فروش ها معمولاً از اهمیت ارتباط چشمی به خوبی آگاهی دارند چون برای فروش محصولات خود باید مشتریان احتمالی را علاقه مند نگه دارند. وقتی شما به چیزی علاقه مندید یا چیزی توجه شما را جلب می کند، مردمک چشمانتان گشاد میشود و این می تواند علامت خوبی برای فروشنده باشد.

همچنین وقتی همسرتان از نظر جنسی توجه شما را جلب می کند، باز هم مردمک چشمانتان گشاد می شود و معمولاً بیشتر از حد نرمال به وی خیره می شوید. من وقتی مجرد بودم همیشه از چشمهای دیگران می فهمیدم که به من علاقه دارند یا نه.

ارتباطات روزانه و ارتباط چشمی

همه ما در زندگی روزمره خود از ارتباطات چشمی استفاده می کنیم، از اینرو بهتر است بهترین راه و روش برای استفاده از چشمانمان را یاد بگیریم.

برخی موقعیت های خاص، استفاده متفاوتی از چشمان را طلب می کند. برای مثال، وقتی مشغول مشاجره و دعوا هستید، بهتر است که بتوانید نگاه خیره تان را طولانی تر نگه دارید. وقتی می خواهید به کسی احترام بگذارید بهتر است نگاهتان را پایین بیندازید. وقتی کسی را دوست دارید بهتر است به عمق چشمان طرف مقابل خیره شوید.

6 راه برای تقویت و ارتقاء مهارت های ارتباط چشمی

1. صحبت کردن با یک گروه: وقتی با گروهی از مردم صحبت می کنید، خیلی خوب است که بتوانید ارتباط جشمی مستقیم با شنونده های خود برقرار کنید. اما اگر در صحبت ارتباط چشمی را فقط با یکی از اعضاء گروه حفظ کنید، باعث می شود بقیه شنونده ها دیگر به حرف هایتان گوش نکنند. از اینرو با هر جمله جدید باید روی یکی از شنونده ها متمرکز شوید. با این روش با همه افراد گروه صحبت خواهید کرد و همه آنها را به گوش کردن علاقه مند می کنید.

2. صحبت کردن با فرد: برقراری ارتباط چشمی موقع حرف زدن با کسی بسیار عالی است اما اگر بخواهید عمیقاً به طرف مقابل خیره شوید، موجب ناراحتی فرد خواهد شد. برای مقابله با چنین مشکلی، هر 5 ثانیه یکبار ازتباط خود را قطع کنید. اما حواستان باشد موقع قطع کردن ارتباط چشمی خود نگاهتان را پایین نیندازید چون باعث می شود فرد مقابل تصور کند حرفتان تمام شده است. درعوض به بالا یا به اطراف نگاه کنید، طوری که انگار می خواهید چیزی را به یاد بیاورید.

3. گوش کردن به فرد: موقع گوش کردن به صحبت های کسی اگر بخواهید خیلی خیره به آنها نگاه کنید، ممکن است صحبت کردن برایشان دشوار شود. تکنیکی که من موقع مشاوره با بیمارانم به کار می گیریم، تکنیکی است که آنرا مثلث می نامم. در این تکنیک من 5 ثانیه به یک چشم، 5 ثانیه به چشم دیگر، و 5 ثانیه بعد به دهان فرد نگاه می کنم و چرخه را همینطور دنبال می کنم. این تکنیک به همراه مهارت ها و تکنیک های گوش کردن دیگر مثل تکان های سر یا کلام های کوتاه تایید بهترین راه برای نشان دادن علاقه خود به شنیدن حرف طرف مقابل است.

4. مشاجرات: مشاجره و دعوا با کسی هم خود مهارت های خاص خود را می طلبد. در چنین موقعیتی اگر بتوانید نگاه خیره خود را به طرف مقابل نگه دارید، نشاندهنده قدرت شما خواهد بود. اما اگر موقع مشاجره به اطراف نگاه کنید مطمئن باشید که در بحث شکست خواهید خورد. البته این مسئله به اینکه به چه کسی دعوا می کنید هم بستگی دارد اما به طور کلی در مشاجرات و دعواها موقع حرف زدن یا گوش دادن بهتر است که به فرد خیره بمانید. با این روش احتمالاً طرف مقابل هم سعی خواهد کرد که به شما خیره شود. اما میدان را از دست ندهید و از نگاه های خیره او در نروید.

5. مجذوب کردن فرد: وقتی سعی می کنید کسی را مجذوب خود کنید و علاقه خود را نیز به آنها نشان دهید، می توانید با چشمانتان حرف بزنید و گوش دهید. وقتی کسی که دوستش دارید صحبت می کند، از کل صورت بعنوان نقطه کانونی استفاده کنید. به چشمانشان نگاه کنید، به آنچه می گویند گوش دهید، در مواقع مناسب لبخند بزنید، در مواقع مناسب ابروهایتان را بالا ببرید، و...اگر احساس کردید که به آنها خیره شده اید، نگاهتان را به سمت نقاط دیگر صورتشان مثل لب ها، گونه ها، بینی معطوف کرده و دوباره به سمت چشمها برگردانید. لبخند زدن موقع گوش دادن به کسی راهی بسیار عالی برای نشان دادن علاقه تان به صحبت های آنان است. البته مراقب باشید وقتی حرف های غمگین به شما می زنند به آنها لبخند جواب ندهید. باید هم با چشمانتان و هم با گوش هایتان به حرف های طرف مقابل گوش دهید.

6. دوست داشتن فرد: شماو همسرتان  نگاه های خیره طولانی به همدیگر بیند ازید و گاهی اوقات نگاه کردن بدون بر زبان آوردن حرفی بسیار تاثیرگذار خواهد بود. اینکار ارتباطی عمیق بین شما ایجاد می کند. در چنین موقعیت هایی برای عمق دادن به نگاه خود می توانید تصور کنید که به درون بدن فرد مقابل رفته اید و روحتان به همدیگر عشق می ورزد. حس کنید که می خواهید روح آنها را لمس کنید. اینکار باعث ترشح آدرنالین در بدن شده و مردمک هایتان را گشادتر می کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 10:26  توسط لویمی-کریم  | 

 

خلاقیت ، شکل کنترل شده یا محدود شده ای از تخیل است . خلاقیت ها ی افراد نه تنها برای زیبایی ظاهری ، بلکه به خاطر نتایج نهایی که در بر دارد  به کار برده میشود . این نتیجه نهایی معمولاً شکلی به خود می گیرد که دیگران نیز می توانند آن را ببینند . خلاقیت ممکن است خلق یک نقاشی ، یک لباس ، یک قطعه کوچک موسیقی یا پختن یک غذای جدید باشد . به واسطه خلاقیت ، شخص می تواند به پیشرفتهای انسانی خود بیافزاید ، همچنین افرادی که دارای قوه تخیل زیادی هستند نسبت به کسانی که فاقد خلاقیت هستند ، معمولاً به پیشرفتهای بیشتری در زندگی نائل می شوند . خلاقیت حتی در سنین کودکی نیز خود را نشان می دهد.

خلاقیت حتی در سن کودکی نیز خود را نشان می دهد . اغلب خانواده ها شاید با این نوع پدیده ها در رفتار ،کردار و گفتار کودکان خود مواجه شوند . برخی از آنان یا بی توجه هستند و یا کم توجه ؛ با این حال آن دسته از والدین که به کوچکترین رفتارهای کودکان خود توجه دارند ، می توانند با به کارگیری توصیه های 12 گانه پرورش خلاقیت ، کودکان خود را به مرحله خود شکوفایی سوق دهند ،البته به کار گیری این روش آنچنان هم ساده نیست . داشتن صبر و حوصله از یک سو و نکته سنجی دررفتار کودکان می تواند آینده درخشانی را برای کودک شما رقم بزند .

شیوه افزایش خلاقیت در کودکان

*  برای ایجاد سؤالات تازه در ذهن کودکتان ، او را راهنمایی کنید . آموزش به کودک باید طوری باشد که او را به طرف پرسشهای تازه هدایت کند . معلم باید هنگام جواب دادن به سؤالات کودک ، او را به سمت مهارتهای جدید سوق دهد و از به کار بردن کلماتی مانند بله،خیر،هرگز و امثال آن دوری کند . این نوع جوابها نمی تواند ارتباط کاملی بین سؤالات کودک و معلومات قبلی او برقرار کند.

* حسن کنجکاوی در کودکان را پرورش دهید . برای این امر، هیچ چیز مثل پاسخهای صحیح و مناسب به پرسشهای او موثر نیست . سؤال ، در واقع انعکاس از ذهن تشنه ای است که می خواهد با دریافت جواب از فردی که بهتر از او می داند خود را سیراب کند ، اگر چه احتیاج ، باید فوراً برآورده شود اما کمی مکث بین سؤال و جواب ، غالباً می تواند افکار و ایده ای مفید جهت مباحثه و گفتگو به بار آورد .

* والدین و مربیان ، نه تنها باید درباره امور مربوط به کودک ، بلکه درباره امور خانه و مدرسه نیز از او نظر خواهی کنند و عقاید او را مانند عقاید بزرگسالان در حضور خود ، به بحث و گفتگو بگذارند .

* به عقاید جدید و تازه کودکتان احترام بگذارید . کودکانی که به نوعی خلاقیت آنها برانگیخته شده ، روابط و مفاهیم را درک می کنند . لذا والدین و مربیان آنها ممکن است به آنها توجه نداشته باشند و حتی گاهی او عقاید خود را چنان مطرح کند که بزرگسالان قادر به ارزشیابی وجایگزینی آنها نباشند ، تشویق کودکان به ابرازعقاید جدید ، می تواند در رشد خلاقیت آنها موثر واقع شود .

* از مراقبتها و دخالتهای بیش از حد در زندگی کودکان اجتناب کنید . یکی از ویژگیهای انسان خلاق این است که تواناییش را خودش به کارمی اندازد . وظیفه والدین و مربیان این است که این قابلیت را در او زنده نگاه دارند و به کودکان اجازه دهند بعضی اوقات مطابق سلیقه خود اشیاء را کشف کنند . مراقبتها و دخالتهای زیاد از حد بزرگسالان در زندگی و رفتارهای کودکان ، قابلیت یادگیری مبتکرانه آنها را تضعیف می کند .

* از کودکان بخواهید که اشیاء و امور نیمه تمام را تکمیل کنند ؛ از کودکان تقاضا کنید تا جملات نا تمام و داستانهای نا کامل ، تصاویر و نقاشی های نیمه تمام و حتی اشیاء ناقص را کامل نمایند . برای اواسباب بازی هایی بخرید که خودش بتواند آنها را به یکدیگر متصل کند و با آنها مدلهای مختلف خلق کند .

* اجازه دهید اشیا را از نزدیک لمس کنند. علاوه بر مشاهده اشیا لازم است کودک آنها را لمس نماید ، زیرا مشاهده شیء به تنهای کنجکاوی کودک را ارضا نمی کند ، کودکانی که از لمس کردن اشیا محروم می شوند توانایی لازم جهت کشف و اختراع را از دست می دهند . مشاهده همراه با لمس اشیا ، آنها را در بازی های خیالی ، اختراعات و پاسخ گویی به آزمونهای خلاقیت یاری می دهد . به کودکان اجازه دهید وسایل بی خطر خانه را لمس نمایند . خصوصا کودکان بیرون کشیدن وسایل آشپزخانه از داخل کابینتها و بازی با کاسه و قابلمه و بشقابها را بسیار دوست دارند  .

* برای کودکان همیشه یک مارک خاص آدامس ، بستنی یا چیزهای مورد علاقه را نخرید. کودکان را تشویق کنید در خرید خوراکی و پوشاک ، مدل های مختلفی را امتحان کنند و از خرید کالاهای تکراری و یکسان اجتناب کنید .

* کودک را همیشه از یک مسیر خاص به خانه نبرید . زمانی که با او بیرون می روید ، هنگام برگشتن به خانه به او توضیح دهید که  می خواهید از یک راه جدید به خانه بروید. او از این طریق در می یابد برای رسیدن به یک هدف راه های مختلفی وجود دارد .

* در مورد کاربردهای مختلف یک وسیله خاص از کودکان سؤال کنید . کاربرد ابزارها و وسایل مختلفی که را در خانه دارید ، برای کودک شرح دهید و از او بپرسید: به نظر تو این وسیله چه کاربردهای دیگری می تواند داشته باشد . به این طریق شما ذهن کودک را مستعد می کنید .

* از مکان های جدید دیدن کنید همراه با کودک به نمایشگاهها و موزه های مختلف و طبیعت زیبا بروید ، اجازه دهید او از نزدیک مکان های گوناگون را شناسایی کند .

* به اتاق او کاغذ های سفید بچسبانید . حدود یک متر از اتاق کودکتان را از سطح زمین به طرف بالا به طور سراسری و افقی کاغذ سفید بچسبانید و به او بگویید هر طور که دوست دارد روی آنها نقاشی و طراحی کند . در تزیین اتاق او از سلیقه اش استفاده نمایید . به او یاد دهید که هر چند روز یک بار محل وسایلش را در اتاق تغییر دهد تا به این وسیله زمینه خلاقیت در او پرورش یابد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 9:51  توسط لویمی-کریم  | 

سخنورى مهارتى است كه با داشتن برخى ابزارهاى لازم با تمرين و ممارست به دست مى‏آيد و همان طور كه يكى از سخنرانان زبر دست گفته سخنوري يك هنر است. طبيعى است در هر هنرى اصول خاص خود و شيوه‏هاى مشخص دارد. ما در اينجا برخى اصول و روش هاى لازم براى تقويت قدرت نطق و سخن گفتن را بيان مى‏كنيم و اميدواريم مفيد واقع شود.
1- در جمع كوچكي از دوستان هم‏رتبه خود به سخنراني بپردازيد ولو در آغاز چند دقيقه بيشتر نباشد و حتي اگر سخنان شما موجب خنده و تمسخر ديگران شود. 2- سطح مطالعات خود را بالا ببريد و كتاب‏هاي مفيد را از آغاز تا پايان مطالعه كنيد. 3- كتاب‏هاي آيين سخنورى، ديل كارنگي و رمز پيروزي مردان بزرگ، آيت‏الله جعفر سبحاني را مطالعه كنيد. 4- متون مختلف را به صورت سخنراني در مقابل آينه (در منزل) پياده كنيد. بخصوص مقالاتي كه حالت ديكلمه دارد و موقع اجرا دقيقا در آينه به خود نگاه كنيد. 5- خاطرات و تجارب جالب خود را در جمع دوستان صميمي‏تان تعريف كنيد. 6- با افراد فعال و پرتحرك كه از قدرت بيان خوبي برخوردارند بيشتر مأنوس شويد. 7- روابط اجتماعي خود را گسترش دهيد، بدين منظور در سلام كردن و احوال‏پرسي با ديگران پيش‏قدم باشيد و درباره بعضي موضوعات عمومي سر سخن را بگشاييد و به گفتگو بنشينيد. 8- در كلاس درس سعي كنيد متناسب با مواد درسي مختلف داوطلبانه مقالاتى را تهيه كنيد و در حضور دیگران آن را بخوانيد. 9- هنگام سخن گفتن خود را گرفتار آداب و رسوم و تكلف‏هاي بي‏مورد نسازيد، ساده، راحت و بدون هرگونه آداب خاص هدفتان را بيان كنيد. 10- به خود تلقين كنيد: «من جرأت بيان دارم» «شهامت سخن گفتن را دارم» «در بيان مطالبم از اعتماد به نفس كافي برخوردارم» و اين جملات را هر روز تكرار كنيد. براي اگاهي بيشتر توجهتان را به مطالب زير جلب مي نماييم: سخنورى مهارتى است كه با داشتن برخى ابزارهاى لازم با تمرين و ممارست به دست مى‏آيد و همان طور كه يكى از سخنرانان زبر دست گفته سخنوري يك هنر است. طبيعى است در هر هنرى اصول خاص خود و شيوه‏هاى مشخص دارد. ما در اينجا برخى اصول و روش هاى لازم براى تقويت قدرت نطق و سخن گفتن را بيان مى‏كنيم و اميدواريم مفيد واقع شود. - قبل از هر چيز بايد خزينه‏ى لغات خود را گسترش داد. در صورتى كه انسان واژه‏ها، كلمات و جملات تركيبى و اصطلاحات زيادى در حافظه‏ى خود داشته باشد هنگام سخن گفتن به دنبال كلمه و جمله‏اى نخواهد گشت و از كلمات مختلف و متكثرى كه در حافظه خود دارد استفاده كرده و متوقف نخواهد شد. اين امر در گرو مطالعه زياد است بنابراين بايد در زمينه‏هاى مختلف و مورد علاقه زياد مطالعه كرد. - آشنايى با ادبيات فارسى كه نقش زيادى در جمله‏بندى و تركيب جملات دارد، شرط دوم پيدا كردن اين مهارت است. در اين زمينه خواندن متون ادبى مثل گلستان و بوستان سعدى و نظاير آن در فصاحت و بلاغت مؤثر است. همچنين استفاده از اشعار و ضرب المثل و داستان هاي مناسب، ضروري است. - تمرين و تكرار شرط اساسى اين هنر و مهارت است. در هر موقعيتى هر چند كوچك و با تعدادى اندك موضوعى را آماده كرده درباره‏اش با ديگران به گفتگو و تبادل نظر، بپردازيد و با شهامت كامل درباره‏ى آن موضوع (كه قبلاً درباره‏اش خوب فكر كرده‏ايد و يا مطالعه داشته‏ايد) سخن بگوئيد. مثلاً درسهاى خود را براى هم‏كلاسى خود بيان كنيد (اصطلاحا به قول طلاب حوزوى مباحثه كنيد) و يا در كلاس درس، به طور پيشنهادى موضوعى را انتخاب نموده و كنفرانس بدهيد و يا حتى در اتاقتان براي دوست و هم اتاقى خود مطلبى را آماده كرده براى او بازگو كنيد و به طور كلى به هر مناسبتى و در هر موقعيتى به ايراد سخن بپردازيد. البته لازمه‏ى اين امر تسلّط نسبى شما بر موضوع و مطلب مورد نظرتان است. - اعتماد به نفس شرط موفقيت در سخنرانى است اگر فرد از اعتماد به نفس كافى برخوردار نباشد در سخن گفتن ناتوان است و خجالت كشيده و حتي نمى‏تواند در گفتگوى كوتاه با دوست جديد و ناآشناى خود موفق شود. قبل از حرف زدن، خوب فكر كنيد و جملات و كلمات را آماده كرده و در ذهن خود به آنها ترتيب منطقى دهيد. - با افرادى كه از اين مهارت برخوردارند ارتباط نزديك‏ترى داشته باشيد و يا به نوارهاى آنها گوش داده و درباره‏ى چگونگى ورود و خروج به سخنرانى و صحبت‏هاى او خوب دقت كنيد. - از طولاني صحبت کردن، خصوصا اگر مطلب جذاب و با مزه اي نداريد جدا بپرهيزيد و به آمادگي شنوندگان توجه داشته باشيد. زيرا اگر شنونده خسته يا ناراحتي ديگري داشته باشد، سخنان شما برايش جذابيت ندارد، هر چند اصول فوق را کاملا رعايت کنيد. - موضوع سخنراني شما مطابق با نيازهاي شنوندگان باشد. به عبارت ديگر در سخنراني مقتضاي حال را رعايت کنيد. - در سخن گفتن ادب را رعايت کنيد و هرگز به کسي اهانت نکنيد و نيز با عصبانيت سخن نگوييد. - يکنواخت سخن نگوييد، بلکه صداي شما در سخنراني فراز و نشيب داشته باشد و در هر کجا که نياز است احساسي و هيجاني صحبت کنيد.
در اين باب مي توانيد از كتاب هاي:
1- سخن و سخنوري مرحوم فلسفي،
2- آيين سخنوري ديل كارنگي،
3- آيين سخنراني شريعتي سبزواري استفاده كنيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 10:53  توسط لویمی-کریم  | 

سخنورى مهارتى است كه با داشتن برخى ابزارهاى لازم با تمرين و ممارست به دست مى‏آيد و همان طور كه يكى از سخنرانان زبر دست گفته سخنوري يك هنر است. طبيعى است در هر هنرى اصول خاص خود و شيوه‏هاى مشخص دارد. ما در اينجا برخى اصول و روش هاى لازم براى تقويت قدرت نطق و سخن گفتن را بيان مى‏كنيم و اميدواريم مفيد واقع شود.
1- در جمع كوچكي از دوستان هم‏رتبه خود به سخنراني بپردازيد ولو در آغاز چند دقيقه بيشتر نباشد و حتي اگر سخنان شما موجب خنده و تمسخر ديگران شود. 2- سطح مطالعات خود را بالا ببريد و كتاب‏هاي مفيد را از آغاز تا پايان مطالعه كنيد. 3- كتاب‏هاي آيين سخنورى، ديل كارنگي و رمز پيروزي مردان بزرگ، آيت‏الله جعفر سبحاني را مطالعه كنيد. 4- متون مختلف را به صورت سخنراني در مقابل آينه (در منزل) پياده كنيد. بخصوص مقالاتي كه حالت ديكلمه دارد و موقع اجرا دقيقا در آينه به خود نگاه كنيد. 5- خاطرات و تجارب جالب خود را در جمع دوستان صميمي‏تان تعريف كنيد. 6- با افراد فعال و پرتحرك كه از قدرت بيان خوبي برخوردارند بيشتر مأنوس شويد. 7- روابط اجتماعي خود را گسترش دهيد، بدين منظور در سلام كردن و احوال‏پرسي با ديگران پيش‏قدم باشيد و درباره بعضي موضوعات عمومي سر سخن را بگشاييد و به گفتگو بنشينيد. 8- در كلاس درس سعي كنيد متناسب با مواد درسي مختلف داوطلبانه مقالاتى را تهيه كنيد و در حضور دیگران آن را بخوانيد. 9- هنگام سخن گفتن خود را گرفتار آداب و رسوم و تكلف‏هاي بي‏مورد نسازيد، ساده، راحت و بدون هرگونه آداب خاص هدفتان را بيان كنيد. 10- به خود تلقين كنيد: «من جرأت بيان دارم» «شهامت سخن گفتن را دارم» «در بيان مطالبم از اعتماد به نفس كافي برخوردارم» و اين جملات را هر روز تكرار كنيد. براي اگاهي بيشتر توجهتان را به مطالب زير جلب مي نماييم: سخنورى مهارتى است كه با داشتن برخى ابزارهاى لازم با تمرين و ممارست به دست مى‏آيد و همان طور كه يكى از سخنرانان زبر دست گفته سخنوري يك هنر است. طبيعى است در هر هنرى اصول خاص خود و شيوه‏هاى مشخص دارد. ما در اينجا برخى اصول و روش هاى لازم براى تقويت قدرت نطق و سخن گفتن را بيان مى‏كنيم و اميدواريم مفيد واقع شود. - قبل از هر چيز بايد خزينه‏ى لغات خود را گسترش داد. در صورتى كه انسان واژه‏ها، كلمات و جملات تركيبى و اصطلاحات زيادى در حافظه‏ى خود داشته باشد هنگام سخن گفتن به دنبال كلمه و جمله‏اى نخواهد گشت و از كلمات مختلف و متكثرى كه در حافظه خود دارد استفاده كرده و متوقف نخواهد شد. اين امر در گرو مطالعه زياد است بنابراين بايد در زمينه‏هاى مختلف و مورد علاقه زياد مطالعه كرد. - آشنايى با ادبيات فارسى كه نقش زيادى در جمله‏بندى و تركيب جملات دارد، شرط دوم پيدا كردن اين مهارت است. در اين زمينه خواندن متون ادبى مثل گلستان و بوستان سعدى و نظاير آن در فصاحت و بلاغت مؤثر است. همچنين استفاده از اشعار و ضرب المثل و داستان هاي مناسب، ضروري است. - تمرين و تكرار شرط اساسى اين هنر و مهارت است. در هر موقعيتى هر چند كوچك و با تعدادى اندك موضوعى را آماده كرده درباره‏اش با ديگران به گفتگو و تبادل نظر، بپردازيد و با شهامت كامل درباره‏ى آن موضوع (كه قبلاً درباره‏اش خوب فكر كرده‏ايد و يا مطالعه داشته‏ايد) سخن بگوئيد. مثلاً درسهاى خود را براى هم‏كلاسى خود بيان كنيد (اصطلاحا به قول طلاب حوزوى مباحثه كنيد) و يا در كلاس درس، به طور پيشنهادى موضوعى را انتخاب نموده و كنفرانس بدهيد و يا حتى در اتاقتان براي دوست و هم اتاقى خود مطلبى را آماده كرده براى او بازگو كنيد و به طور كلى به هر مناسبتى و در هر موقعيتى به ايراد سخن بپردازيد. البته لازمه‏ى اين امر تسلّط نسبى شما بر موضوع و مطلب مورد نظرتان است. - اعتماد به نفس شرط موفقيت در سخنرانى است اگر فرد از اعتماد به نفس كافى برخوردار نباشد در سخن گفتن ناتوان است و خجالت كشيده و حتي نمى‏تواند در گفتگوى كوتاه با دوست جديد و ناآشناى خود موفق شود. قبل از حرف زدن، خوب فكر كنيد و جملات و كلمات را آماده كرده و در ذهن خود به آنها ترتيب منطقى دهيد. - با افرادى كه از اين مهارت برخوردارند ارتباط نزديك‏ترى داشته باشيد و يا به نوارهاى آنها گوش داده و درباره‏ى چگونگى ورود و خروج به سخنرانى و صحبت‏هاى او خوب دقت كنيد. - از طولاني صحبت کردن، خصوصا اگر مطلب جذاب و با مزه اي نداريد جدا بپرهيزيد و به آمادگي شنوندگان توجه داشته باشيد. زيرا اگر شنونده خسته يا ناراحتي ديگري داشته باشد، سخنان شما برايش جذابيت ندارد، هر چند اصول فوق را کاملا رعايت کنيد. - موضوع سخنراني شما مطابق با نيازهاي شنوندگان باشد. به عبارت ديگر در سخنراني مقتضاي حال را رعايت کنيد. - در سخن گفتن ادب را رعايت کنيد و هرگز به کسي اهانت نکنيد و نيز با عصبانيت سخن نگوييد. - يکنواخت سخن نگوييد، بلکه صداي شما در سخنراني فراز و نشيب داشته باشد و در هر کجا که نياز است احساسي و هيجاني صحبت کنيد.
در اين باب مي توانيد از كتاب هاي:
1- سخن و سخنوري مرحوم فلسفي،
2- آيين سخنوري ديل كارنگي،
3- آيين سخنراني شريعتي سبزواري استفاده كنيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 10:53  توسط لویمی-کریم  | 


دوره نوجوانی در زندگی انسان از اهمیت خاصی برخوردار است. اهمیت آن مربوط به بحرانهایی است که در این زمان برای انسان به وجود می آید. کمبود اعتماد به نفس و کمرویی بیانگر ترس و اضطراب درونی است. به همین دلیل نوجوانان ناگهان درون گرا می شوند و در خود فرو می روند و احساس ترس از شکــست و مسخره شدن در آنها شکل می گیرد و ممکن است تمام وجودشان را در بر گیرد. اینجاست که نوجوان به انزوا روی می آورد و تنهایی را بر می گزیند، لذا به دوری از جمع گرایش پیدا می کند و این چنین گرایشی به علت ترس و دلهره ای است که در فرد به وجود می آید.

تعریف کمرویی
کم رویی یعنی خود توجهی فوق العاده و ترس از مواجه شدن با دیگران. زیرا کمرویی، ترس یا اضطراب اجتماعی است که در آن فرد از مواجه شدن با افراد نا آشنا و ارتباطات اجتماعی گریز دارد.

از دیدگاه روانشناسی، کمرویی برچسبی است که فرد به خود می زند. یعنی اگر شما معتقد با شید که کمرو هستید حتما همان گونه عمل خواهید کرد.

احتمالا افرادی که به کمرویی مبتلایند، دلایل رفتار خود را نمی دانند. کمبود اعتماد به نفس باعث رنجش افراد کمروست و این خود باعث می شود تا این گونه افراد در برخورد با دیگران به سهولت ناراحت و دستپاچه شوند.

نشانه های کمرویی
در رفتار نوجوان علایمی مشاهده می شود که می تواند دلیلی برای کمرویی یا خجالت آنها باشد. این علایم به شرح زیر است:

1- نداشتن اراده: معمولا انسان در برخورد با مسایل مختلفی که نمی تواند با آنها برخوردی صحیحی و منطقی داشته باشد یا روش استفاده صحیح و به موقع را نیاموخته باشد، مردد است و برای انجام کار عزمی راسخ ندارد.

2- حقیر شمردن خود: افرادی که فکر می کنند نزدیکان و اطرافیان نسبت به آنها بی مهر و محبتند، این فکر را در سر می پرورانند که ممکن است مورد تمسخر قرار گرفته و در نتیجه هنگام اظهار نظر به لرزه افتاده و عرق سرد می ریزند.

3- حرف نزدن در حضور جمع: این افراد سعی می کنند با دیگران شوخی نکنند، در مناظره و گفتگو معمولا ساکتند و یا همواره مدافع طرف قوی تر هستند. این افراد معمولا جرات شرکت در جلسات سخنرانی، سمینارها ، بحثهای گروهی و... را ندارند.

4- عدم احساس مسئولیت نسبت به زندگی: افراد کمرو برای کــسب آرامش خاطر در زندگی، حالت بی تفاوتی مفرط نسبت به وظایف فردی و اجتماعی در پیش می گیرند.



موقعیتهایی که ایجاد کمرویی می کند
در صد قابل توجهی از نوجوانان هر جامعه دچار کمرویی و ناتوانی اجتماعی هستند. لذا باید موقعیتهایی که در این گونه افراد باعث کمرویی می شوند بشناسیم. این موقعیتها عبارتند از:

1- مورد توجه جمع زیادی قرار گرفتن مانند سخنرانی

2- عضو گروه بزرگ شدن

3- واقع شدن در موقعیتهای اجتماعی

4- قرار گرفتن در موقعیتهای جدید

5- موقعیتهایی که مستلزم ابراز وجود باشد

6- موقعیتهایی که فرد مورد ارزیابی قرار می گیرد

7- تعامل با جنس مخالف و.....



درمان کمرویی
کمرویی به صورت رفتار در افراد نوجوان و جوان جلوه گر می شود. برای مقابله با این نوع رفتار باید برنامه ای جامع و مشخص، همراه با جدیت و پشتکار و همراه با خودباوری برای مبتلایان در نظر گرفته شود. بنابراین برای درمان کمرویی به این موارد توجه کنید:



الف) ایجاد تغییر و اصلاح در شناخت خود از خویشتن
باید شناخت خود از توانایی‏ها، استعدادها و ویژگی‏های شخصیتی خویش را اصلاح كنید و با واقعیت تطبیق دهید و برای این كار، امور زیر را انجام دهید:

1. سعی کنید در جمع دوستان و آشنایان حاضر شده و با آنها ارتباط برقرار کنید و خاطرات و تجربه‌های جالب خود را برای دوستان صمیمی تعریف كنید.

2. هرگز تصور كم‌رو بودن را به ذهن خود راه ندهید و واژه‏ها و عبارت‏هایی چون «من خجالتی هستم»، «من كم‌رو هستم» و «من جرأت بیان ندارم» را به زبان نیاورید؛ بلكه جرأت و شهامت را به خود تلقین كنید و با صدای بلند، در طول روز، چندین نوبت بگویید: من شهامت بیان این سخن، عمل و فعالیت را دارم و اجازه ندهید خاطره شكست‏های قبلی، به اندیشه شما راه یابد و همواره موفقیت‏های گذشته را به خاطر آورید.

هرگز تصور كم‌رو بودن را به ذهن خود راه ندهید و واژه‏ها و عبارت‏هایی چون «من خجالتی هستم»، «من كم‌رو هستم» و «من جرأت بیان ندارم» را به زبان نیاورید



3. شناخت خود از جنس مخالف را تصحیح كنید. او نیز شخصی مانند شما و همه انسان‏های دیگر است؛ البته رعایت حیا و عفت در مقابل نامحرم، امری مطلوب و شایسته است و هیچ‏گاه شرم و حیا در مقابل نامحرم را مساوی با كم‏رویی و خجالت نگیرید.



ب) اصلاح رفتار و تغییرات رفتاری‏
بكوشید در جهت مخالف كم‌رویی رفتار كنید و برای این كار، امور زیر را رعایت كنید.

1. هرگز خود را سرزنش نكنید.

2. بر اساس شناختی كه از خود دارید، برای خویش، هدفی در نظر بگیرید و برای رسیدن به آن، برنامه‏ریزی كنید؛ برای مثال، بر اساس شناخت از خود، ارائه یك گزارش را بر عهده بگیرید و برای تهیه و كیفیت ارائه آن، برنامه‏ریزی كنید و با تمرین در خلوت و نیز ارائه آن نزد دوستان صمیمی و گروه‏های كوچك، خود را برای ارائه در كلاس، آماده سازید.

3. هنگام سخن گفتن، خود را گرفتار آداب و رسوم و تكلّف‏های بی‏مورد نسازید و ساده، راحت و عاری از هرگونه آداب خاص، هدفتان را بیان كنید.

4. ارتباط بصری با مخاطب را حفظ كنید.

5. هنگام سخن گفتن، به دیگران و قضاوت و حركات و سكناتشان هرگز توجّه نكنید و گفتارتان را پی‏گیرید و با خونسردی، به هدف بیندیشید.

6. اجازه سوء استفاده به دیگران ندهید؛ كافی است به كار خود ادامه داده، در صورت روبه‏رو شدن با واكنش آنان، خود را در مقابل آنان احساس نكنید.

7. در انجام رفتارهای اجتماعی كوچك و در محیط‌های دیگر - كه بیشتر احساس راحتی می‏كنید - فعال باشید و این كار را از سلام كردن، احوال‏پرسی، جواب سلام دادن، نگاه كردن، تعارف كردن و تعارف شنیدن، آغاز كنید و با تمرین، به كارهای بزرگ‏تر و مهم‏تر گسترش دهید.

8. با افراد فعّال و پر تحركی كه احساس خجالت نمی‏كنند، بیشتر مأنوس باشید و از خجالتی‏ها فاصله بگیرید.

9. توجه داشته باشید كه تا زمین نخورید، راه رفتن نمی‏آموزید؛ پس باید نقد دیگران و تمسخر آنها باشد؛ تا شما مجال رشد بیابید. بنابراین، اگر با عكس العمل دیگران روبه‏رو شدید یا در فعالیت‏های آغازین، احساس ناتوانی كردید، از ادامه سخن یا عمل چشم بپوشید؛ هر چند می‏توانید آن را ارائه كنید و از این راه، برای ارائه بهتر و كامل‏تر مطالب، آماده شوید.

منابع

اکبری، ابوالقاسم.مشکلات نوجوانی و جوانی. انتشارات رشد و توسعه.1387.

ابراهیمی قوام، صغری. کمرویی، ماهیت و شیوه درمان آن. مجله تربیت. 1373.

افروز، غلامعلی. روانشناسی کمرویی. دفتر نشر فرهنگ اسلامی. 1373.

زندی پور، طیبه. برنامه ریزی راهنمایی تحصیلی- شغلی. انتشارات سازمان پژوهش و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش. 1378.

نعمت زاده ماهانی، کاظم. مشکل کمرویی در نوجوانان و جوانان. سمینار مسایل نوجوانان، دانشگاه آزاد اسلامی. 1372.                                                                                           

 

 

مریم عطاران

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 8:3  توسط لویمی-کریم  | 

 

مشهد در دو قرن اول پیدایش چندان شناخته شده نبود، اما به عنوان مکانی مذهبی مورد احترام بود. در دوران امارت امیر عبدالرزاق توسی از حکمرانان سامانی و سوری بن معتز، در جهت آبادانی مشهد اقداماتی به عمل آمد. در قرن پنجم نیز به توسعه و تجهیز حرم امام توجه شد و در قرن های بعد به تدریج مشهد الرضا به صورت شهرکی مذهبی در آمد. 

تاریخ انتشار:   ۲۰:۴۸    ۱۳۸۹/۷/۲۶

کد خبر: 72112

منبع: مشرق

نسخه چاپی

ارسال به شبکه های اجتماعی، وبلاگ ها و دیگر سایت ها ارسال به دیگران

 مشهد واژه مختصر مشهد الرضا و به معنی محل و مکان شهادت و نام شهری است که به مرکزیت مدفن امام رضا (ع) در سناباد (مشهد کنونی) شکل گرفته است.

http://files.tabnak.com/pics/201010/201010181712422316.jpg

در آغاز قرن سوم در قسمتی از قدیمی ترین بخش مشهد کنونی، در قریه ای به نام سناباد واقع در حاشیه نوغان از ولایت توس، کاخ حمید بن قحطبه ( والی سابق خراسان ) در وسط باغی بزرگ و سرسبز واقع شده بود که در آن زمان به دلیل وجود مدفن هارون الرشید، خلیفه عباسی، به بقعه هارونیه شهرت داشت.

درسال 203 هـ.ق. پیکر مطهر امام رضا (ع) در همان بقعه به خاک سپرده شد و این مکان مشهد الرضا نام گرفت.

مشهد در دو قرن اول پیدایش چندان شناخته شده نبود، اما به عنوان مکانی مذهبی مورد احترام بود. در دوران امارت امیر عبدالرزاق توسی از حکمرانان سامانی و سوری بن معتز، در جهت آبادانی مشهد اقداماتی به عمل آمد. در قرن پنجم نیز به توسعه و تجهیز حرم امام توجه شد و در قرن های بعد به تدریج مشهد الرضا به صورت شهرکی مذهبی در آمد.

با تهاجم ترکمانان در 499 ق. برج و باروی مشهد تخریب شد. اما به بنای حرم آسیبی نرسید و پس از غائله 510 ق . که عده زیادی در مشهد به قتل رسیدند و خرابی مختصری ایجاد شد، عضدالدین فرامرز علی حاکم وقت مشهد، حصار جدیدی به دور مشهد الرضا احداث کرد و در عهد سلجوقیان نیز با اقدامات عمرانی ابوطاهر قمی بیش از پیش بر جمعیت و رونق مشهد افزوده شد.

از این زمان تا مدتی مشهد از تهاجم و تخریب به دور ماند و در حملات ویرانگر ترکمانان به توس در 548 ق. به این شهر آسیبی نرسید. درعهد خوارزمشاهیان نیز مشهد مورد توجه امرا و حکام بود.

http://files.tabnak.com/pics/201010/201010181712422154.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201010/201010181712423257.jpg

درجریان یورش های مغولان به توس، مشهد به عنوان منطقه امن از خرابی به دور ماند و با جذب مهاجران پناهنده بر جمعیتش افزوده شد. تهاجم سپاهیان ایرانشاه تیموری در 791 ق. به توس و تخریب و ویرانی آن سبب افزایش مهاجرت به مشهد شد.

درعهد شاهرخ میرزا مشهد گسترش زیادی یافت و حصار جدیدی به دور شهر کشیده شد. در این زمان مشهد به عنوان پایتخت مذهبی مورد توجه قرار گرفت و در عهد حکمرانی بایسنقر میرزا و دیگر امرای تیموری اقدامات زیادی درجهت توسعه و تزیین حرم و شهر مشهد صورت پذیرفت.

با احداث مسجد جامع گوهرشاد و رواق های دارالسیاده و دارالحفاظ و مدارس بالاسر و پریزاد و مسجد شاه و چهار باغ و احداث بناهای دیگر در اطراف حرم و داخل شهر، مشهد به تدریج به شهری پر رونق مبدل گردید.

از اواخر عهد تیموریان و در دوره صفویه مشهد بارها مورد تهاجم ازبک ها واقع شد. درسال 977 ق . در پی حمله سپاه عبدالمؤمن خان ازبک بیش ترین صدمه به حرم مطهر وارد آمد و اشیا و اموال خزانه حرم و تزئینات آن به یغما رفت و عده زیادی به قتل رسیدند و مشهد تخریب شد.

http://files.tabnak.com/pics/201010/201010181712423944.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201010/201010181712424620.jpg

اما به واسطه توجه شاهان و امرای صفویه خرابی ها جبران شد و در جهت توسعه بناهای اطراف حرم اقدامات جدی به عمل آمد؛ صحن عتیق به صورت یک مجموعه چهار ایوانی بنا شد و بناهای جدیدی از جمله گنبد الله وردیخان و مناره صحن عتیق احداث شد و مطلا سازی گنبد و تذهیب و کاشیکاری و کتیبه کاری در بخش های مختلف حرم، شکوه و رونق تازه ای به اماکن رضوی بخشید.

با ایجاد مدارس و آب انبار و حمام و کاروانسراها و دیگر تأسیسات شهری و تأمین آب شرب و بنای مساجد و احداث خیابان اصلی، مشهد گسترش بیشتری یافت و بر جمعیت آن بیش از پیش افزوده شد و به عنوان قطب مذهبی ایران مطرح گردید.

http://files.tabnak.com/pics/201010/201010181712423682.jpg

در دوره افشاریه نیز مشهد به عنوان مرکز سیاسی و مقر فرمانروایی مورد توجه قرار گرفت و با ایجاد سقاخانه اسماعیل طلایی و طلاکاری ایوان و مناره قدیمی و احداث مناره ایوان عباسی و ساخت ضریح جواهرنشان و اختصاص موقوفات و انتظام امور ابنیه رضوی، مشهد و حرم رضوی از رونق بیشتری برخوردار شد.

در اواخر عهد افشاریه جواهرآلات ضریح و حرم در درگیری های جانشینان نادر شاه غارت شد.
در عهد قاجاریه بخش های دیگری بر اماکن متبرکه افزوده شد و صحن نو ( آزادی ) احداث شد و با ساخت و نصب ضریح فولادی و در های طلا و نقره و منبت کاری رواق دارالحفاظ و نصب اولین ساعت شماطه ای و ایجاد کارخانه برق و توجه به امور رفاهی زائران و زیباسازی شهر، بر آبادانی و رونق مشهد افزوده شد.

در این دوران نیز مشهد بارها مورد تهاجم ترکمانان قرار گرفت و با شورش سالار و رخدادهای دیگر از قبیل به توپ بسته شدن حرم (1320 ق) و اشغال شهر در جنگ جهانی اول، صدمات و خسارات زیادی بر حرم و شهر وارد آمد.

http://files.tabnak.com/pics/201010/201010181712424091.jpg

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 12:12  توسط لویمی-کریم  | 

به راهکارهای زیر به صورت دقیق و مستمر عمل کنید:
1ـ محتوای ذهنی خودتان را تصحیح کنید. ریشه اصلی عدم اعتماد به نفس،‌ عدم باور توانایی خود است. انسان هایی که از عدم اعتماد به نفس رنج می برند، معمولاً خود را نیافته اند و یا خود را ناتوان می بینند و همگان را از خود برتر می پندارند، لذا جرأت عمل آن ها اندک است. شما باید شناخت خود را از خودتان در تئوری و عمل تصحیح کنید. از نظر تئوری لیستی از تواناییها، صفات خوب و مثبت و مؤثر در ارتباط را نوشته، روزی چند بار آن را با صدای بلند بخوانید و روزی سه سطر هم به آن اضافه کنید. از نظر عملی هر گاه به هنگام عمل کردن اندیشه و ذهنیّتی مبنی بر ناتوانی،‌ نشدن و ... به ذهنتان آمد، سریع به آن پاسخ ذهنی و عملی بدهید، مثلاً اگر بخواهید در جمع همکلاسی های خود مقاله ای را بخوانید، این افکار به ذهنتان می آید که:
1ـ دیگران به من می خندند،
2ـ دیگران متوجه می شوند که مقالة من خوب نبود.
3ـ آبروی من نزد دیگران می رود،
4ـ اگر خراب شد چه کنم؟
5ـ بچه ها اذیتم می کنند و ... .
به تمام این افکار دو نوع پاسخ بدهید:
الف) پاسخ ذهنی مثلاً خنده دیگران به من چه؟مقالة من سطحی نیست؛ ‌خیلی هم خوب است. کار بدی نکردم که آبرویم برود. خراب شد که شد!دنیا که خراب نمی‌شود!پس تمام آن اندیشه ها و ذهنیت های منفی را پاسخ دهید.
ب) با عمل خود آن ذهنیت و افکار منفی را دور بریزید، یعنی بگویید هر چه می‌خواهند بگویند و هر چه می خواهد بشود. من این کار را می کنم، و آن عمل را شروع کنید. در حین عمل کردن به واکنش دیگران اعتنا نکنید، بلکه چشمان خود را روی هم گذارده و کار خود را عملی سازید.
بنابراین عقب نشینی در تمام کارهایی که انجام آن را می پسندید، ممنوع است.
و خود آگاهی خویش را تصحیح کنید و هرگز افکار منفی در مورد خودتان را تکرار نکنید و بر زبان نیآورید که من نمی توانم، نمی شود، بد است و ... بلکه همیشه به خود تلقین کنید که می توانم، خوب است و ... .
2ـ در جمع کوچک دوستان خود، فعّال و پرجنبش و جوش باشید و به واسط تمسخر و ... آن ها کنار نکشید. از هر جمعی که ابا دارید، وارد شوید و هدف خود را تعقیب نمایید. در این گروه ها صحبت کنید، تعریف و تمجید نمایید، جوک بگویید و مطلب علمی بیان کنید. البته قبلاً خود را آماده کنید و از فعالیت های ساده و کوچک کار را شروع نمایید و بعد از آمادگی دیگر توقف نکنید.
3ـ در فعالیت های جمعی مشارکت کرده و نقش کلیدی را بر عهده بگیرید و برای نقش خود وظایفی را بر شمرده و به آن ها عمل کنید.
4ـ هرگز از خود انتقاد نکنید و خودتان اعمالتان را تصحیح کنید، ولی تخریب نکنید. از خودتان و عملکردتان حمایت عاقلانه کنید.
5ـ بعد از هر عمل اجتماعی سریع خود را تشویق کنید، مثلاً با خود بگویید:دیدید که من هم می توانم. مگر من از دیگران چی کم دارم؟
6ـ سطح تحمل خود را بالا ببرید، مثلاً با خود بگویید که بی عیب تنها خدا است. هر شخصی یک عیبی دارد و هر شخصی هم شکستی دارد؛ مهم آن است که در محیط آمیخته به شکست خود را بالا بکشید و رشد کنید. همیشه این نوع افکار را با خود تکرار کنید.
2ـ روابط خود را با دیگران مورد تجدید نظر قرار داده و باز سازی کنید.
لذا خوب گوش دهید و خوب واکنش کلامی و رفتاری نشان دهید. سر خود را بالا بگیرید و ارتباط چشمی با دیگران داشته باشید. احساسات و نیازهای خود را با آن ها در میان بگذارید. تنها به آن ها احترام نگذارید، به خود نیز احترام بگذارید.
8ـ هرگز شکست ها و آسیب های گذشته را مرور نکنید و یا اگر مرور کردید، بزرگ نمایی نکنید، بلکه کوچک و کم اهمیت جلوه دهید و به خود بگویید که هر کسی ممکن است شکست بخورد.
9ـ در برابر افرادی که جسوری بیش از اندازه و برتر از شما دارند، رفتار انفعالی نداشته باشید. محیط را هم ترک نکنید، بلکه رفتار تهاجمی و پاسخگویی قاطع داشته باشید. با این رفتار در عمل، خود را تشویق می کنید و اظهار وجود خود را تقویت می‌کنید. لذا از واکنش نا به جا و ناپسند دیگر جا نزنید و عقب نشینی نکنید.
در نهایت اگر افراد ناباب و ناسالمی بودند، بعد از واکنش مخالف نشان دادن ارتباط خود را قطع کنید، و ارتباط استهزا آمیز آن ها را تحمل نکنید.
10ـ ذِکر شریف لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم را زیاد بگویید.
11ـ هنر آموزی و توانمند سازی خود را فراموش نکنید. همیشه هنری برای عرضه و حرفی مطلوب برای گفتن داشته باشید تا دیگران هم شما را ترغیب کنند و شما از دیگران نیز تمجید بگیرید.
12ـ تا خواب چشمان شما را پر نکرده، به رختخواب نروید و به محض بیدار شدن، از رختخواب دور شوید.
13ـ در روز حداقل چهل آیه از قرآن را تلاوت نمایید و با صدای بلند قرآن را قرائت کنید.
14ـ نمازهای صحیح و عشا و مغرب و برخی ادعیه را که به جا می آورید، با آواز رسا و صدای بلند بخوانید.
15ـ هر روز صبح پانزده تا بیست نفس عمیق را فراموش نکنید، به همراه ورزش صبحگاهی.
16ـ برای اطلاع بیشتر از کتاب های زیر استفاده کنید:
الف) روش های افزایش عزت نفس، نوشتة اسماعیل بیابانگرد.
ب) اعتماد به نفس برتر، ترجمة حمید اصغر پور.
ج) روان شناسی اعتماد به نفس، نوشتة اسلامی نسب.
د) روان شناسی حرمت نفس، ترجمة جمال هاشمی.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 13:41  توسط لویمی-کریم  | 

براساس تحقیقات انجام شده از ۷۰سال عمر به طور متوسط:
ـ ۲۵سال در خواب
ـ ۸ سال صرف مطالعه و یادگیری
ـ ۶ سال صرف استراحت و بیماری
ـ ۷ سال صرف تفریح و تعطیلات
ـ ۵ سال صرف رفت و آمد
ـ ۴ سال صرف خوردن و آشامیدن
ـ ۳ سال صرف آمادگی برای انجام فعالیت های یاد شده می شود و به این ترتیب فقط ۱۲سال صرف کار مفید می شود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 11:26  توسط لویمی-کریم  | 

 

 

يکي از مشکلات دنياي متمدن کنوني افزايش وزن در اثر کم تحرکي و غذاهاي پر کالري غني شده است بگونه اي که امروز در حدود 75 درصد جمعيت آمريکا و حدود 55 درصد جمعيت ايران داراي چنين مشکلي بوده و به دنبال روشهايي براي کاهش وزن هستند.

کاهش وزن و کم کردن توده چربي بدن به سه عامل زير بستگي دارد:

1-  رژيم غذايي

2- ورزش

3- مصرف چربي سوز ها

معمولا مشکل افزايش وزن پس از ازدواج رخ مي دهد و اين مسئله در خصوص زنان مصداق بيشتري دارد. از سوي ديگر هرچه سن فرد کمتر باشد با سرعت بيشتر و بهتري مي توان برنامه هاي لاغري را دنبال کرد.

بهترين شيوه کاهش وزن براي افراد مسن و ضعيفي که قادر نيستند به علت عدم توانايي بدني ، بدنسازي را به عنوان ورزش خود انتخاب کنند ، پياده روي به مدت يک ساعت در روز است که بايد به مدت يکماه ادامه پيدا کند تا قلب و سيستم فيزيولوژيک فرد با تحرک خو پيدا کند و سپس براي وي برنامه هاي سبک کاهش وزن تجويز گردد. توصيه مي شود براي چنين افرادي در ابتدا کار با دستگاه در سه ست با تعداد بالا يعني بين 10 تا 16 تجويز شود و در دو هفته آغازين کار هالتر و دمبل به هيچ عنوان توصيه نمي شود. شايان ذکر است که مي بايد براي چنين افرادي برنامه غذايي مناسب مبتني بر ميزان کالري و پروتئين مناسب تجويز شود.

در غير اين صورت هيچ تفاوتي در وزن اين افراد ملاحظه نخواهد شد و تنها فرمت بدني اين افراد مطلوبتر خواهد شد که خود يکي از دلايل تشويق اين افراد به ادامه ورزش است اما در خصوص جوانان و افراد تنومند مي توان از همان آغاز با برنامه هاي سبک کاهش وزن شروع کرد البته بايد توجه داشت که وضعيت بدني فرد در چه حد آمادگي پذيرش وزنه و تمرينات هوازي را دارد و برنامه مي بايد بصورتي باشد که باعث گرفتگي عضلات فرد نگردد چرا که باعث کاهش روحيه و عدم رغبت وي به ادامه تمرينات بدنسازي مي گردد.

بايد توجه داشت که تمرينات هوازي به همراه برنامه هاي کاهش وزن با دستگاه هاي بدنسازي نتيجه بسيار بهتر و پر بار تري را به همراه خواهد داشت. پس مربيان همواره توجه داشته باشند که دستگاههاي دوچرخه ثابت و دو ثابت را حتما به اين افراد به صورت فوق برنامه توصيه و حتي آنان را تشويق به خريد اين دستگاهها در منزل کنند.

اما در خصوص رژيم غذايي ، رکورد کاهش وزن ايران با اين روش متعلق به فردي 26 ساله است که وزن خود را از 184 کيلوگرم به 82 کيلوگرم رسانده است. البته مطمئنا اگر بخواهيم بگويي که اين کاهش وزن به صرف تغيير متد هاي تغذيه بوده کمي غير منصفانه به نظر ميرسد و بايد مطمئن باشيم که اين فرد در برنامه هاي خود ورزش را هم گنجانده بوده است. اما در خصوص برنامه هاي غذايي ، بهترين راهکار مراجعه به يک متخصص تغذيه و آشنا به علوم ورزشي است و بهترين برنامه برنامه اي است که با توجه به فرمت و وضعيت بدني فرد پايه ريزي شده باشد و استفاده از برنامه هاي ثابت و کلي که در کتب و مجلات وجود دارد به هيچ عنوان توصيه نمي شود.

شايان ذکر است که سايت آرمان مديکال به زودي کار خود را زير نظر دکتر روبرت آرمان متخصص تغذيه و علوم ورزشي آغاز خواهد کرد و هدف اين سايت کمک به بدن سازان براي داشتن بدني بهتر و مطلوبتر با ارائه برنامه هاي غذايي و ورزشي مبتني بر پارامتر هاي علمي است.

اما در خصوص داروهاي کاهش وزن ؛

اسم هاي تجاري و تبليغات اين داروها در حال حاضر قسمت عظيمي از تبليغات روزنامه ها ؛ مجله ها و حتي ماهواره را به خود اختصاص داده است اما در خصوص خريد دارو ها و چسب هاي لاغري و حتي ماساژور ها توصيه مي شود که حتما با يک متخصص مشورت شود تا علاوه بر تشخيص اصل بودن اجناس ، در مورد کارائي و مضر نبودن محصول اطلاع کافي داشته باشد.

در حال حاضر چهار محصول ال - کارنيتين ، فت بنر ، هيروکسي کات و زنادرين تقريبا داراي بهترين عملکرد در اين حيطه هستند که در مقاله اي نحوه مصرف انها را شرح خواهيم داد. البته در صورتي که پوست فرد آبدار باشد قرصهاي کاتکس 2 و کاتکس 3 توصيه مي شود.

به هر صورت مسئله اضافه وزن از مسائلي لست که اگر با نحوه ي صحيح با آن برخورد شود به آساني حل ميگردد و تنها فرد مي بايد داراي اراده اي قوي و برنامه اي علمي باشد تا به آساني اين راه را طي کند و به وزن مطلوب خود برسد.

منبع : آژانس بدنسازي ايرانيان 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مهر 1389ساعت 13:33  توسط لویمی-کریم  | 

 

 

راهکاری برای رفع سکسه

در خودامدادي سكسكه مي‌توان با يك پاكت البته (پلاستيكي نباشد) روي بيني و دهان را پوشاند و فرد مذكور نيز بايد هواي بازدم خود را به مدت يك دقيقه استنشاق كند تا سطح دي‌اكسيد كربن در خون وي افزايش يابد و سكسكه برطرف شود.

داوطلب جمعيت هلال‌احمر با اشاره به راه‌هاي خودامدادي در سكسكه گفت: استنشاق يك دقيقه هواي بازدم باعث افزايش دي‌اكسيد كربن در خون و رفع سكسكه مي‌شود.

كبري كوهستاني در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: سكسكه كه به صورت عبور مكرر، كوتاه و صدادار هوا صورت مي‌پذيرد به علت انقباضات غيرارادي عضله ديافراگم است و اين در حالي است كه ناي به حالت نيمه بسته قرار دارد.

وي گفت: در خود امدادي سكسكه هدف آرامش دادن يافتن از وضعيت فرد مبتلا به سكسكه است و در اين راستا در زمان سكسكه فرد مبتلا به اين عارضه بايد در گام نخست بي‌حركت بنشيند و تا حد امكان نفس خود را نگه داشته يا حبس كند.

كوهستاني با اشاره به ديگر موارد خودامدادي در سكسكه افزود: فرد مبتلا به سكسكه بايد با جرعه‌هاي طولاني و از سمت مقابل يك ليوان نوشيدني مايع بنوشد.

وي افزود: سكسكه امري شايع بوده و اغلب اوقات تنها به مدت چند دقيقه ادامه مي‌يابد ولي در صورت تداوم سكسكه، بيش از 2 ساعت بايد فوراً با يك پزشك تماس و مشورت كرد.

كوهستاني با اشاره به اينكه حملات كوتاه‌ مدت سكسكه زياد آزاردهنده نيست ولي اگر به مدت طولاني تداوم پيدا كرد اين سكسكه‌ها مي‌تواند به علت ايجاد خستگي يا درد بيماري باعث نگراني شود، افزود: در خودامدادي سكسكه مي‌توان با يك پاكت البته (پلاستيكي نباشد) روي بيني و دهان را پوشاند و فرد مذكور نيز بايد هواي بازدم خود را به مدت يك دقيقه استنشاق كند تا سطح دي‌اكسيد كربن در خون وي افزايش يابد و سكسكه برطرف شود

((سایت تابناک))

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 11:23  توسط لویمی-کریم  | 

 

داشتن عادات خوب غذايي از جمله آرام غذا خوردن و خوب جويدن غذا از عواملي است که در پيشگيري از چاقي موثر است 

    

 

 

 

 

چاقي يک بيماري مزمن است که اضافه وزن غير طبيعي بدن تعريف مي‌شود که اثرات بسيار مخربي بر روي انسان دارد. به کسي چاق گفته مي‌شود که شاخص توده بدن او از عدد 30 بالاتر باشد و به فردي داراي اضافه وزن مي‌گويند که شاخص توده بدن او از 25 تا 30 باشد.

به گزارش ايسنا، چاقي بيماري کشنده‌اي نيست اما با بسياري از بيماري‌ها چه مستقيم و چه غيرمستقيم ارتباط دارد مانند افزايش فشار خون، آترواسکلروز (سخت‌شدن جدار رگها)، بيماريهاي کبدي و صفراوي بيشتر سنگ کيسة صفرا، آرتروز ، اختلالات تنفسي، واريس، نازايي، مسموميت حاملگي، پرمويي زنان، چربي بالاي خون و از همه مهمتر احساس محروميت اجتماعي و حقارت.

برخي از علل چاقي:

1- فشارهاي دروني، استرسها و افسردگيها

2- اختلال تغذيه‌اي مانند دريافت زياد انرژي و کمي فعاليت

3- مصرف بعضي داروها مثل داروهاي ضد بارداري، ضدافسردگي و ضداضطراب و کورتون‌ها

4- عوامل ژنتيکي ، 30 درصد علت چاقيها را شامل مي‌شود.

از تمامي اين عوامل اختلال تغذيه‌اي و يا اگر بهتر گفته شود عادات بد غذايي از همه مهمتر است، بطوريکه اگر شخصي علاوه بر نياز روزانه‌اش هر روز يک نان سوخاري (که بسيار کالري کمي دارد) اضافه بخورد، بعد از 20 سال پانزده کيلوگرم اضافه‌وزن پيدا خواهد کرد. ذخيره اصلى انرژى بدن، چربى است. اگر انرژى دريافتى بيش از انرژى اى باشد كه به مصرف مى‌رسد، افزايش بافت چربى، گريزناپذير خواهد بود. بنابراين بر وزن بدن افزوده مى‌شود.

پيشگيري از چاقي

1- افزايش ميزان تحرک و داشتن فعاليت فيزيکي منظم

2- با افزايش سن به دليل کاهش سوخت و ساز چربي هاي چاقي اتفاق مي افتد بنابراين افراد بايد در همه سنين ورزش کنند مخصوصا در سنين ميانسالي داشتن يک برنامه ورزشي منظم به تناسب اندام و پيشگيري از چاق شدن کمک مي کند

3- داشتن عادات خوب غذايي از جمله آرام غذا خوردن و خوب جويدن غذا از عواملي است که در پيشگيري از چاقي موثر است

4- استفاده از رژيم هاي غذاي که از نظر ميوه جات و سبزي جات تازه غني هستند و همچنين نرمش هاي مکرر نه تنها از بروز چاقي جلوگيري مي کنند، بلکه از ابتلا به بيماري هايي نظير سرطان و بيماري هاي قلبي- عروقي نيز پيشگيري مي کنند.

5- پرهيز از خوردن غذاهاى چرب و پر نمک و غذاهاي حاضرى و نوشابه هاي گاز دار

6- حفظ آرامش و پيشگيري از تنش هاي رواني مي تواند در کنترل وزن موثر باشد بسيارى از مردم در پاسخ به عواطف منفى مانند ملال، اندوه يا خشم، شروع به خوردن مى كنند

7- کم کردن مصرف مواد غذايي نشاسته اي ، موادي مانند برنج، آرد برنج و غذاهايي که از آن تهيه مي شود، ذرت، غلات بو داده، ماکاروني، باقلا، سيب زميني، عدس، نخود، لپه، لوبيا، بيسکويت و کيک.

نکات مهم در کنترل وزن

1- چاقي يک بيماري مزمن است و مثل هر بيماري مزمن ديگري نياز به زمان دارد.

2- هرگز در درمان چاقي خود از دارو استفاده نکنيد، چرا که دارو داراي عوارضي مي‌باشند.

3- در درمان چاقي خود هيچگاه عجله نداشته باشيد، يادتان باشد که رژيم غذايي با کاهش وزن تدريجي علاوه بر اينکه قابل تحملتر است، عوارضي نداشته، تقريباً غير قابل بازگشت مي‌باشد.

4 – مصرف داروهاي ضد اشتها براي کوتاه مدت با نظر پزشک مشکل چنداني ندارد . اما اين نوع داروها کمک به تغيير عادت غذايي نمي کند و داشتن عادات غذايي خوب براي داشتن وزن مناسب بسيار حائز اهميت است .

چند توصيه براي اصلاح عادت غذايي غلط

1. روزانه 6-8 ليوان آب بنوشيد.

2. دربين غذا از نوشيدن آب بپرهيزيد.

3. قبل ازصرف غذا سالاد ميل کنيد و از صرف نمک اضافه در غذا خودداري کنيد.

4. سعي کنيد وعده هاي اصلي غذا ( صبحانه – نهار – شام ) حذف نگردد، زيرا در اين صورت ناچار به ريزه خواري خواهيد شد.

5. مصرف چاي کمرنگ ولي بدون قند وشکر، دو ساعت بعد از غذا مانعي ندارد.

6. براي صرف غذا ازبشقاب هاي کوچک استفاده کنيد.

7. صرف غذا بايد در کمال آرامش و صورت گيرد و از عجله خود داري کنيد .

8. درحالت هاي اضطراب و استرس غذا نخوريد.

9. وقت خود را به جاي ريزه خواري با فعاليت پر کنيد.

درمان‌ چاقي:
درمان‌هاي چاقي به چهار دستة دارويي، استفاده از وسايل و شيوه‌هاي مخصوص مانند سونا و ماساژ درماني ، جراحي و رژيم ‌درماني تقسيم مي‌شوند.

((سایت تابناک))

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 11:16  توسط لویمی-کریم  | 

 

يكي ديگر از اين موارد صحبت با نيش و كنايه زوج‌هاست كه اگر در طولاني‌مدت ادامه پيدا كند، سبب دلخوري‌هاي جبران‌ناپذيري مي‌شود. مورد ديگر نداشتن وقت كافي براي يكديگر است. بعضي از زوج‌ها آنقدر از يكديگر فاصله گرفته‌اند كه ديگر علاقه‌اي نسبت به هم احساس نمي‌كنند. 

   

کد خبر: 68808

منبع: ایونا

 

 

شايد همه در طول زندگي مشترك، اشتباهاتي را مرتكب مي‌شوند كه گاه براي چند لحظه يا گاه چند روز سبب بروز دلخوري زن و شوهر‌ها مي‌شود؛ ولي بعضي از اين اشتباهات و مهمتر از آن، تكرار آنها آنقدر زندگي مشترك را به خطر مي‌اندازد كه ممكن است حتي به طلاق منجر شود .

حتما زوج‌هايي را ديده‌ايد كه به طور ناگهاني و بدون اين‌كه مشكلات حاد و بزرگي در زندگي‌شان داشته باشند، ناگهان تصميم به جدايي و طلاق مي‌گيرند و حتي تا سال‌ها بعد از خود مي‌پرسند كجاي كار اشتباه بوده كه كارشان به طلاق كشيده است و هر كدام ديگري را مقصر اين امر مي‌داند، غافل از اين‌كه در بيشتر موارد هر دوي آنها به يك اندازه مقصرند و اشتباهات ريز و درشت زيادي را مرتكب شده‌اند كه ادامه زندگي مشترك را براي آنها مشكل كرده است.

شايد بزرگ‌ترين مشكل زوج‌ها مخصوصا زوج‌هاي جوان، تلاش براي عوض كردن خلقيات همسر باشد. ‌بدون شك، افراد بالغ به طرز چشمگيري تغيير نمي‌كنند، پس بهتر است فرد، همسر خود را قبول كرده و او را به خاطر منحصربه‌فرد بودنش و تفاوت‌هايي كه ‌با ديگران دارد، دوست بدارد. تلاش براي عوض كردن همسر، فقط احساسات او را جريحه‌دار كرده و ‌زندگي مشترك را خراب مي‌كند.

يكي ديگر از اين موارد صحبت با نيش و كنايه زوج‌هاست كه اگر در طولاني‌مدت ادامه پيدا كند، سبب دلخوري‌هاي جبران‌ناپذيري مي‌شود. مورد ديگر نداشتن وقت كافي براي يكديگر است. بعضي از زوج‌ها آنقدر از يكديگر فاصله گرفته‌اند كه ديگر علاقه‌اي نسبت به هم احساس نمي‌كنند.

پذيرش اشتباهات خود و عذرخواهي بموقع نيز از مواردي است كه گاه زوج‌ها فراموش مي‌كنند به آن عمل كنند. حسادت هم از مواردي است كه مي‌تواند يك زندگي را به جهنم تبديل كند، اگر دو نفر همديگر را براي زندگي انتخاب كرده‌اند، حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به ‌همسر مي‌شود و اين تصور را به وجود مي‌آورد كه طرف مقابل به او اعتماد ندارد و اين كار مي‌تواند سمي در رابطه زوج‌ها باشد.

توقع بيش از حد زوج‌ها از يكديگر، مخصوصا در تنگنا قرار دادن همسر از نظر اقتصادي ناخودآگاه به همديگر آزار رساندن است.

و نكته ديگر اين‌كه اگر زوج‌هايي هستند كه از مشاجره به‌ جاي گفتگو استفاده مي‌كنند يا در زندگي مشترك غرور دارند يا در كل، قدر همسرشان را نمي‌دانند، بايد منتظر تبعات خطرناك اين اشتباهات نيز باشند.

شايد در برخي از زندگي‌ها، طلاق آخرين و بهترين راه باشد؛ اما راه‌هاي متفاوتي وجود دارد كه مي‌تواند پايه‌هاي سست يك زندگي مشترك را تنومند نموده و طول عمر آن را به سال‌هاي متمادي افزايش دهد. اغلب مشكلات زندگي زوج‌هاي جوان به علت عدم تجربه و اطلاعات كافي از نحوه كنترل زندگي مشترك مي‌باشد و اين كه دختر و پسر جوان نياموخته‌اند چگونه همسرداري كنند و چگونه بر مشكلات پيش آمده غالب شوند يا چگونه ايجاد علاقه كنند!

براي هر كاري، داشتن تجربه و راهنمايي شدن، مهم‌ترين ملزوماتي است كه موجب رسيدن به نتايج مطلوب در آن كار مي‌شود و عدم آگاهي و نداشتن راهنماي مناسب هم متقابلا بزرگ‌ترين ضربه‌اي است كه مي‌توان بر پيكره اهداف خود وارد كرد.

در اين موارد بهترين راه مشاوره است. مشاور باتجربه و متخصص، حكم يك راهنماي مناسب و كوله‌باري از تجربه را دارد كه مشكلات پيش‌آمده را چنان نرم و كمرنگ مي‌كند كه ديگر جاي هيچ اختلافي باقي نمي‌ماند.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 8:56  توسط لویمی-کریم  | 

 

    به اين تست شك نكنيد. اين آخرين و استانداردترين تست شخصيت شناسى است كه اين روزها در اروپا بين روانشناسان در جريان است. پاسخهايش هم اصلاً كار دشوارى نيست. كافى است كمى به خودتان رجوع كنيد. يك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد و جوابي را كه انتخاب مي كنيد يادداشت كنيد كه بتوانيد امتيازهايى كه گرفته ايد جمع بزنيد. حاضريد؟ پس شروع كنيد:

1) چه موقع از روز بهترين و آرام ترين احساس را داريد؟
الف _ صبح،
ب_عصر و غروب،
ج _ شب

۲) معمولاً چگونه راه مى رويد؟
الف _ نسبتاً سريع، با قدم هاى بلند،
ب_ نسبتاً سريع، با قدمهاى كوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د _ آهسته و سربه زير،

ه - خيلى آهسته

۳) وقتى با ديگران صحبت مى كنيد؛
الف _ مى ايستيد و دست به سينه حرف مى زنيد،
ب_ دستها را در هم قلاب مى كنيد،
ج _ يك يا هر دو دست را در پهلو مى گذاريد،
د _ دست به شخصى كه با او صحبت مى كنيد، مى زنيد،
 ه_ با گوش خود بازى مى كنيد، به چانه تان دست مى زنيد يا موهايتان را صاف مىكنيد

۴) وقتى آرام هستيد، چگونه مى نشينيد؟
الف _ زانوها خم و پاها تقريباً كنار هم،
ب- چهارزانو،
ج _ پاى صاف و دراز به بيرون،
د _ يك پا زير ديگرى خم

۵) وقتى چيزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واكنش نشان مى دهيد؟
الف _ خنده اى بلند كه نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب _ خنده، اما نه بلند،
ج _ با پوزخند كوچك،
د _ لبخند بزرگ،
ه_ لبخند كوچك

۶) وقتى وارد يك ميهمانى يا جمع مى شويد؛
الف _ با صداى بلند سلام و حركتى كه همه متوجه شما شوند، وارد مى شويد
ب _ با صداى آرامتر سلام مى كنيد و سريع به دنبال شخصى كه مى شناسيد، مى گرديد
ج _ در حد امكان آرام وارد مى شويد، سعى مى كنيد به نظر سايرين نياييد

۷) سخت مشغول كارى هستيد، بر آن تمركز داريد، اما ناگهان دليلى يا شخصى آن را قطع مى كند؛
الف _ از وقفه ايجاد شده راضى هستيد و از آن استقبال مى كنيد
ب _ بسختى ناراحت مى شويد
ج _ حالتى بينابين اين ۲ حالت ايجاد مى شود

۸) كداميك از مجموعه رنگ هاى زير را بيشتر دوست داريد؟

الف _قرمز يا نارنجى
ب _ سياه
ج _ زرد يا آبى كمرنگ
د _ سبز
ه _ آبى تيره يا ارغوانى
و _ سفيد
ز _ قهوه اى، خاكسترى، بنفش

۹) وقتى در رختخواب هستيد (در شب) در آخرين لحظات پيش از خواب، در چه حالتى دراز مى كشيد؟
الف _ به پشت
ب _روى شكم (دمر)
ج _ به پهلو و كمى خم و دايره اى
د _ سر بر روى يك دست
ه _ سر زير پتو يا ملافه...

۱۰) آيا شما غالباً خواب مى بينيد كه:
الف _ از جايى مى افتيد.
ب _مشغول جنگ و دعوا هستيد.
ج _ به دنبال كسى يا چيزى هستيد.
د _ پرواز مى كنيد يا در آب غوطه وريد.
ه _ اصلاً خواب نمى بينيد.
و _معمولاً خواب هاى خوش مى بينيد

امتيازات :

سؤال اول: الف(۲ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۶ امتياز)
سؤال دوم: الف (۶امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۷ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)
سؤال سوم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۵ امتياز)، د (۷ امتياز)، ه (۶ امتياز)
سؤال چهارم: الف (۴ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۲ امتياز)، د (۱ امتياز)
سؤال پنجم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۲ ا متياز)
سؤال ششم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۲ امتياز)
سؤال هفتم: الف (۶ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۴ امتياز)
سؤال هشتم: الف (۶ امتياز)، ب (۷ امتياز)، ج (۵امتياز)، د (۴ امتياز)، ه (۳ امتياز) و (۲ امتياز)، ز (۱ امتياز)
سؤال نهم: الف (۷ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۴ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)
سؤال دهم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۶ امتياز)، و (۱ امتياز)
خب، امتيازهايتان را جمع زديد. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقايسه كنيد و شخصيت خودتان را بشناسيد.

نتيجه گيرى :
* اگر امتياز شما بالاى ۶۰ است: ديگران در ارتباط و رفتار با شما شديداً مراقب و هوشيار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهايت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسين مى كنند و به ظاهر مى گويند«كاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ايجاد رابطه اى عميق و دوستانه بى ميل و فرارى هستند.

* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتياز داريد: بدانيد دوستان شما را تحريك پذير مى دانند، بدون فكر عمل مى كنيدو سريع از موضوعات ناخوشايند برآشفته مى شويد ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصميم گيريهاى سريع داريد (هرچند اغلب درست از كار درنمى آيند!) ديگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. كسى كه همه چيز را تجربه و امتحان مى كند، از ماجراجويى لذت مى برد و در مجموع به دليل ايجاد شرايط و بستر هيجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.

* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتياز به دست آورديد: به خود اميدوار باشيد ، ديگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم كننده و جالب و جذاب مى بينند. شما دائماً مركز توجه جمع هستيد و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستيد. فردى مهربان، ملاحظه كار و فهميده به نظر مى رسيد. قادر هستيد به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شويد و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم كنيد و در همان شرايط و در صورت لزوم بهترين كمك بر اعضاى گروه هستيد.

* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتياز نصيب شما شد: بدانيد در نظر سايرين معقول، هوشيار، دقيق ، ملاحظه كار و اهل عمل هستيد. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستيد اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستيد. به سرعت و سادگى با ديگران باب دوستى را باز نمى كنيد. اما اگر با كسى دوست شويد صادق، باوفا و وظيفه شناس هستيد. اما انتظار بازگشت اين صداقت و صميميت از طرف دوستانتان را داريد گرچه سخت دوست مى شويد اما سخت تر دوستى ها را رها مى كنيد.

* از ۲۱ تا ۳۰ امتياز : در نظر سايرين فردى زحمت كش هستيد اما متأسفانه گاهى اوقات ايرادگير هستيد. شما بسيار بسيار محتاط و بى نهايت ملاحظه كار به نظر مى رسيد. زحمتكشى كه در كمال آرامش و با صرف زمان زياد در جمع بار ديگران را بردوش مى كشد و بدون فكر و براساس تحريك لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. ديگران مى دانند شما هميشه تمام جوانب كارها را مى سنجيد و سپس تصميم مى گيريد.

* و اگر كمتر از ۲۱ امتياز داشتيد: ديگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شكاك و دودل مى دانند شخصى كه هميشه سايرين به عوض او فكر مى كنند، برايش تصميم مى گيرند و از او مراقبت مى كنند. كسى كه اصلاً تمايل به درگيرشدن در كارهاى گروهى و ارتباط با افراد ديگر را ندارد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مهر 1389ساعت 9:11  توسط لویمی-کریم  | 

 

براي اين منظور بايستي مكاني آرام با نوري ملايم انتخاب كنيد. تا حد ممكن محيط عاري از محركهاي محيطي (سر و صدا ، گرما يا سرما ؛....) باشد. لباس آزاد و راحت به تن كرده و اگر كمربند، جوراب ، كش ، گيره مو ، گوشواره ، گردن بند يا هر چيزي كه به بدنتان فشار مي آورد داريد،از خود دور كنيد.
روزانه حدود 15 تا 30 دقيقه به انجام آرام سازي بپردازيد و در هر مرحله به احساساتي كه بعد از تنش زدايي به سراغتان مي آيد، تمركز كنيد.
قبل از شروع تمرين براي ميزان تنش و اضطرابتان مقياسي از 5 تا 100 در نظر گرفته و به اضطراب خود نمره بدهيد.
روي زمين يا تخت دراز بكشيد، پاها قدري از هم فاصله داشته باشد ، دست ها را به موازات بدن قرار داده ونگاه خود را به سقف بدوزيد. براي كارآيي بيشتربهتر است چشمان خود را ببنديد.
دستورالعمل زير را براي گروههاي مختلف عضلاتتان (هر عمل 2 مرتبه) اجرا كنيد:
ابتدا چند نفس عميق به اين صورت بكشيد: دم را از بيني شروع كرده شش ها را كاملا پر از هوا كنيد و حدود 3 ثانيه آنرا در سينه نگه داريد. سپس آرام آرام بازدم را از دهان انجام دهيد. تا جايي كه ممكن است بازدم را طولاني تر كنيد.

دستها و بازوها:

از دست راست شروع مي كنيم. انگشتان دست راستتان را آرام مشت كرده و تا جاييكه تحمل داريد بهم فشار دهيد. تنش را كاملا حس كنيد. سپس آرام آرام مشت خود را باز كرده و وزن دستتان را روي تخت يا زمين بيندازيد.
همين عمل را براي دست چپ انجام دهيد. به تفاوت حالتي كه بين تنش و آرامش بعد از آن وجود دارد كاملا دقت كنيد.
حال هر دو دست را بدون اينكه بازوها اززمين جدا شود آرام آرام به طرف صورت آورده و همزمان مشت كنيد. انقباض را در بازو و ساعد خود حس كنيد. چند لحظه در همين حالت مانده و سپس آرام دستها را به حالت اول برگردانيد. اختلاف بين تنش و تنش زدايي را به خاطر بسپاريد.
كف دستها را به زمين يا تخت فشار داده و تنش را در عضلات پشت بازوهايتان حس كنيد. سپس آرام به حالت اول برگرديد.
حس مي كنيد دست راست،ساعد راست،بازوي راست،دست چپ،ساعد چپ و بازوي چپ كاملا آرام شده و از ساير اعضاي بدنتان گرمتر و سنگين تر شده اند. نفس عميق بكشيد و با هر بازدم افكار مزاحم را از ذهن بيرون كنيد.

شانه ها:

شانه ها را آرام بطرف گردن بالا بكشيد تا جايي كه در ماهيچه هاي اطراف شانه تنش و فشار را حس كنيد. تنش بايد در شانه باشد،به گردن خود فشار نياوريد. آرام شانه ها را به حالت اول برگردانده و نفس عميقي بكشيد.
دستها را بدون بلند كردن از زمين به طرف پاها پايين بكشيد تا حس تنش در شانه ها ايجاد شود. كمي نگه داشته و آرام به حالت اول برگرديد.
گردن: بدون تكان دادن بدن سر را به طرف راست چرخانده بطوريكه ماهيچه هاي طرف چپ گردنتان كشيده شود. كمي در همين وضعيت مانده و سپس سر را به حالت اول برگردانيد. همين عمل را براي طرف ديگر گردنتان تكرار كنيد.
بدون اينكه شانه ها از تخت يا زمين بلند شود سرتان را بلند كرده و چانه خود را به سينه نزديك كنيد. حس تنش در ماهيچه هاي پشت گردنتان ايجاد مي شود. اين حس را بخوبي به خاطر سپرده و آرام گردنتان را به حالت اول برگردانيد. به اختلاف بين تنش و تنش زدايي دقت كنيد.
عكس اين حركت را با فشار دادن سربه متكا براي ماهيچه هاي جلوي گردن انجام دهيد.
نفس عميق بكشيد.حس مي كنيد دستها،ساعدها و بازوان،شانه و گردنتان در آرامش عميقي فرو رفته اند و از ساير اعضاي بدن گرمتر و سنگين تر هستند. با كشيدن نفس عميق مي توانيد اين حس را افزايش دهيد.

چانه و زبان:

دندانها را روي هم گذاشته و بهم فشار دهيد. اين تنش را حس كرده و سپس لبها را قدري از هم دور كنيد تا تنش بيشتر شود. آرام به حالت اول برگرديد.
حال نوك زبان را به سقف دهان فشار دهيد. تنش را در زبان كاملا حس كرده و آرام به حالت اول برگرديد.
احساس مي كنيد قسمتي از چانه و فك ، خصوصا زبان درسكون و آرامش قرار مي گيرند. حال لب ها را روي هم گذاشته و بهم فشار دهيد (مثل دو سر يك انبر) و بعد رها كنيد. سپس لبها را غنچه كرده (مثل اداي حرف o ) به طوريكه وسط لبها ازهم فاصله گرفته و سوراخي ايجاد شود.انقباض را نگه داشته وآرام آرام به حالت اول برگرديد.

چشم ها:

همانطور كه چشمهايتان بسته است،به سمت راست نگاه كرده و تنش را در ماهيچه هاي چشم خود حس كنيد. آرام به حالت اول برگرديد. اين عمل را براي سمت چپ،بالا و پايين هم انجام دهيد.
حال ابروهايتان را به طرف بالا بكشيد بطوريكه پيشانيتان چروك شود. كمي نگه داشته و آرام رها كنيد.
در حال آرامش قرار گرفته ايد و حس مي كنيد فك،چانه،لبها،چشم ها،گردن،صورت و پيشانيتان گرم و سنگين شده اند. دستها و شانه هايتان بيش از قبل آرام شده اند. با كشيدن نفس عميق هر بار آرامتر از قبل شويد. قدري احساس كرختي و سستي مي كنيد. در ذهن خود مرتبا اين جمله را تكرار كنيد: " من آرام و آرامتر مي شوم."

سينه و شكم:

بهترين راه آرام سازي سينه ها كشيدن نفس عميق است. عميق تر از قبل نفس كشيده و آنرا 7-6 ثانيه در سينه نگهداريد. تنش را در سينه و پشت شانه ها حس كرده و سپس آرام بازدم را از دهان خارج سازيد.
2 حركت براي شكم داريم. ابتدا شكم را بطرف داخل كشيده و ماهيچه هاي آنرا منقبض كنيد. كمي در همين وضعيت مانده و سپس آرام رها كنيد. بار دوم تنش را از ناف هم پايين تر ببريد.
احساس مي كنيد از ديافراگم تا پايين ناف در آرامش فرو رفته است. به اختلاف بين تنش و تنش زدايي دقت كنيد.
حال عكس عمل فوق را انجام دهيد. شكم را مثل توپ گرد كرده و بيرون دهيد. چند ثانيه در همين حال مانده و سپس رها كنيد.
نفس عميق كشيده و همه تنش هاي سينه و شكم را با بازدم بيرون بفرستيد. احساس مي كنيد دستها،بازوها،گردن،شانه،سينه و شكم در آرامش فرو رفته اند. بالاتنه شما گرم و سنگين شده است.
كمر و باسن: براي انقباض كمر بدون حركت اضافي كمي به آن قوس دهيد ( مثل اينكه دستي زير كمرتان باشد). كمي در همين حالت مانده و سپس آرام به حالت اول برگرديد.
زانوهاي خود را بالا آورده و پاها را تا كنيد تا حدي كه پاشنه پاها به باسن نزديك شود. تنش را در ماهيچه باسن احساس كنيد و سپس آرام پاها را به حالت اول برگردانيد.
نفس عميق بكشيد.احساس مي كنيد ماهيچه هاي كمر و باسنتان آرام شده اند.

پاها:

پاها را به اندازه 5 سانتي متر از زمين بلند كرده و تنش را در ماهيچه هاي ران خود حس كنيد. كمي در همين حالت مانده و سپس آرام به حالت اول برگرديد.
پاها را كمي بيشتراز هم فاصله دهيد. پاها را بدون خم كردن انگشتان از مچ به سمت بيرون فشار دهيد. تنش را در ساق پاهايتان حس كنيد و آرام پاها را به حالت اول برگردانيد.
كمي پاشنه ها را از هم دور كرده و پاها را به طرف داخل بچرخانيد. ضمن اينكه در پاها تنش داريد در مچ ها و ساق پا هم تنش ايجاد مي شود. آنرا احساس كرده و سپس به حالت اول برگرديد. اين بار تنش را به ران بكشانيد پاشنه ها را قدري به هم نزديك تر كنيد انگشتان پا را به سمت صورت بكشيد. تنش را احساس كرده و سپس آرام آرام به حالت اول برگرديد. به اختلاف بين تنش و آرامش دقت كنيد .
حال پاها را به بيرون خم كنيد بدون اينكه درزانوها حركتي ايجاد شود كمي نگه داريد و سپس آرام آرام به حالت اول برگرديد در اين دو حركت انگشتان پاها درتنش و آرامش شركت مي كنند.
پاها را در حالتي كه دوست داريد رها كنيد حس مي كنيد ماهيچه باسن ،رانها،مچ،ساعد و پاها در آرامش هستند قسمت هاي نامبرده سنگين ترند و گرماي خوبي دارند و با بقيه قسمت هاي بدن قابل مقايسه اند. حال خوبي داريد مي بينيد كه تمام بدن از دست ها به طرف شانه، صورت دستها و از كمر به طرف پاها در گرما و آرامش لذت بخشي قرار گرفته اند . نفس عميقي بكشيد . در حين بازدم تمام بدن را در حد نهايي آرام كنيد. در آرامش خوبي به سر مي بريد. قبل از باز كردن چشم ها در مقياس ابتدايي تنش خود را نمره دهيد.
هر موقع آمادگي داريد مي توانيد چشمانتان را باز كنيد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389ساعت 15:27  توسط لویمی-کریم  | 


از مدت ها قبل پژوهشگران به این نتیجه دست پیدا کرده اند که یکی از فاکتورهای حیاتی برای قضاوت در مورد کیفیت رابطه، اندازه گیری میزان خوش مشربی و شوخ طبعی در آن است. اگر در یک رابطه خنده وجود داشته باشد، می توان نتیجه گرفت که آن ارتباط سالم است.


زمانی که خنده و شادی متوقف شود، ارتباط به لبه پرتگاه نزدیک خواهد شد. اگر شما به دنبال آن هستید تا روابط رضایت بخش تری را چه در محیط خانه و چه در ارتباطات شغلی خود داشته باشید، باید به شادی و لبخند اهمیت داده و حس شوخ طبعی خود را نیز افزایش دهید.
در این قسمت شما را با 5 تکنیک آشنا می کنیم که به واسطه آن هم می توانید حس شوخ طبعی خود را ارتقا بخشید و هم سلامت روابط خود را تضمین کنید.
1- با تمرکز بر روی موضوعات جالب سعی در بیدار کردن حس شوخ طبعی خود داشته باشید. شاید این امر در مراحل اولیه قدری دشوار به نظر برسد، اما چیزی نخواهد گذشت که تمام اطراف خود را مملو از چیزهایی خواهید دید که باعث بیدار کردن حس خوشحالی در شما می شوند. با اتکا به این شیوه از زندگی خود نیز لذت بیشتری خواهید برد.
2- اگر احساس می کنید که به تازگی خیلی کمتر از گذشته می خندید، شاید بهتر باشد که ارتباط خود را با افراد شوخ و با مزه بیشتر کرده و از افراد بی حوصله و غمگین فاصله بگیرید.

3- یاد بگیرید که به برخی از کارهای خودتان هم بخندید. اگر این کار را نکنید، این حق را به دیگان می دهید تا به شما بخندند. بسیاری از افراد به دلیل ناامنی ها و ترس هایی که در وجود خود احساس می کنند، قادر به انجام یک چنین کاری نیستند. آنها از این می ترسند که در نظر دیگران احمق و فاقد صلاحیت جلوه کنند. به هر حال همه افراد در زندگی خود دچار اشتباه می شوند، اگر به اشتباهات خود بخندید آنها را کم اهمیت جلوه می دهید. همچنین این امر از جمله خصیصه های فطری انسان نیز قلمداد میشوند.
4- عکس های جالب و جوک های بامزه را جمع کنید و بر روی در یخچال یا تابلوی اعلانات بچسبانید تا همه بتوانند آنها را ببینند و لذت ببرند. البته باید از انواع جوک های نژاد پرستانانه، برانگیزاننده جنسی و پلید صرف نظر کنید. باور کنید که بدون وجود یک چنین مسائلی باز هم می توانید بخندید. من به شخصه ارزشی برای مقوله های زشت قائل نیستم.
5- از حس شوخ طبعی برای حل مشکلات موجود در روابط خود بهره بگیرید. زمانیکه در رابطه خود به بن بست می رسید، سر شوخی را باز کنید.
یکی از دوستانم تعریف میکرد که چندی پیش با همسر خود مشاجره ای داشت. در گرماگرم بحث همسرش ناگهان حرف بدی به او زد، دوست من هم با شنیدن آن عبارت به همسرش گفت تو با بیان یک چنین عبارات زننده ای کمر مرا شکستی! ناگهان همسرش شروع به خندیدن کرد و خودش هم همین کار را ادامه داد. چیزی نمی گذرد که هر دو یادشان می رود که چرا با هم دعوا می کردند و همه چیز به حالت عادی باز می گردد.
باید توجه داشته باشید که شوخ طبعی ذاتی نیست و یک امر کاملاً اکتسابی میباشد. شما اگر بخواهید به راحتی می توانید حس شوخ طبعی خود را افزایش دهید. زمانی که این کار را انجام دهید به این نتیجه می رسید که روابطتتان غنی تر و مستحکم تر می شوند. مردم هم به چشم یک فرد جذاب تر به شما نگاه می کنند. این امر هم به نوبه خود سبب می شود که حس شوخ طبعی شما باز هم بیشتر ارتقا پیدا کند
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389ساعت 14:34  توسط لویمی-کریم  | 

از همين امروز با عادت هاي بد خودتان خداحافظي کنيد و به عادت هاي خوب آدم‌هاي موفق سلام کنيد

کرايگ هايپر؛ نويسنده، محقق، مقاله نويس، مجري راديو و تلويزيون و يک سخنران حرفه اي است. در 25 سال گذشته، او با کارهايش به عنوان يک کارشناس حرفه اي موفقيت در حوزه هاي شخصي و اجتماعي معرفي شده. هاپير يک سايت هم درباره سخنراني موثر دارد که در آن نوشته:

«من خواسته ام بخش هاي مهم کتاب هاي کمکي که تا به حال خوانده ام و تجربه هايي که در زندگي ام داشته ام را به صورت 40 نکته کليدي فشرده کنم و در اختيار ديگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند آن را بخوانند. مطمئنا کتاب هايي که در سطح جهاني فروخته مي شوند و درباره خودياري هستند ممکن است براي بعضي ها قابل استفاده باشند ولي من مايلم چيزي بنويسم که براي همه مفيد واقع شود.آ» حالا اين شما و اين هم 40 توصيه کرايگ هايپر. بخوانيد و قضاوت کنيد.

1) فرصت هايي را مي بينند و پيدا مي کنند که ديگران آنها را نمي بينند.

2) از مشکلات درس مي گيرند، در حالي که ديگران فقط مشکلات را مي بينند.

3) روي راه حل ها تمرکز مي کنند.

4) هوشيارانه و روشمندانه موفقيت شان را مي سازند، در زماني که ديگران آرزو مي کنند موفقيت به سراغ شان آيد.

5) مثل بقيه ترس هايي دارند ولي اجازه نمي دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

6) سوالات درستي از خود مي پرسند. سوال هايي که آنها را در مسير مثبت ذهني و روحي قرار مي دهد.

7) به ندرت از چيزي شکايت مي کنند و انرژي شان را به خاطر آن از دست نمي دهند. همه چيزي که شکايت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسير منفي بافي و بي ثمر بودن است.

8) سرزنش نمي کنند (واقعا فايده اش چيست؟) آنها مسووليت کارهايشان و نتايج کارهايشان را تماما به عهده مي گيرند.

9) وقتي ناچارند از ظرفيتي بيش از حد ظرفيت شان استفاده کنند هميشه راهي را براي بالا بردن ظرفيت شان پيدا مي کنند و بيشتر از ظرفيت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتري استفاده مي کنند.

10) هميشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامي که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ريزي مي کنند و فکر مي کنند تا وقتي که کارشان را انجام مي دهند استرس کمتري داشته باشند.

11) خودشان را با افرادي که با آنها هم فکر هستند متحد مي کنند. آنها اهميت و ارزش قسمتي از يک گروه بودن را مي دانند.

12) بلندپرواز هستند و دوست دارند حيرت انگيز باشند. آنها هوشيارانه انتخاب مي کنند تا بهترين نوع زندگي را داشته باشند و نمي گذارند زندگي شان اتوماتيک وار سپري شود.

13) به وضوح و دقيقا مي دانند که چه چيزي در زندگي مي خواهند و چه نمي خواهند. آنها بهترين واقعيت را دقيقا براي خودشان مجسم و طراحي مي کنند به جاي اينکه صرفا تماشاگر زندگي باشند.

14) بيشتر از آنکه تقليد کنند، نوآوري مي کنند.

15) در انجام کارهايشان امروز و فردا نمي کنند و زندگي شان را در انتظار رسيدن بهترين زمان براي انجام کاري از دست نمي دهند.

16) آنها دانش آموزان مدرسه زندگي هستند و همواره براي يادگيري روي خودشان کار مي کنند. آنها از راه هاي مختلفي مثل تحصيلات آموزشگاهي، ديدن و شنيدن، پرسيدن، خواندن و تجربه کردن ياد مي گيرند.

17) هميشه نيمه پر ليوان را مي بينند و توانايي پيدا کردن راه درست را دارند.

18) دقيقا مي دانند که چه کاري بايد انجام دهند و زندگي شان را با از شاخه اي به شاخه اي ديگر پريدن از دست نمي دهند.

19) ريسک هاي حساب شده اي انجام مي دهند؛ ريسک هاي مالي، احساسي و شغلي.

20) با مشکلات و چالش هايي که برايشان پيش مي آيد سريع و تاثيرگذار روبه رو مي شوند و هيچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زير برف نمي کنند. با چالش ها روبه رو مي شوند و از آنها براي پيشرفت خودشان بهره مي برند.

21) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمي مانند تا آينده شان را رقم بزند. آنها بر اين باورند که با تعهد و تلاش و فعاليت، بهترين زندگي را براي خودشان مي سازند.

22) وقتي بيشتر مردم کاري نمي کنند؛ آنها مشغول فعاليت هستند. آنها قبل از اينکه مجبور به کاري بشوند، عمل مي کنند.

23) بيشتر از افراد معمولي روي احساسات شان کنترل دارند. آنها همان احساساتي را دارند که ما داريم ولي هيچ گاه برده احساسات شان نمي شوند.

24) ارتباط گرهاي خوبي هستند و روي رابطه ها کار مي کنند.

25) براي زندگي شان برنامه دارند و سعي مي کنند برنامه شان را عملي کنند. زندگي آنها از کارهاي برنامه ريزي نشده و نتايج اتفاقي عاري است.

26) در زماني که بيشتر مردم به هر قيمتي مي خواهند از رنج کشيدن و بودن در شرايط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرايط سخت را مي فهمند.

27) ارزش هاي زندگي شان معلوم است و زندگي شان را روي همان ارزش ها بنا مي کنند.

28) تعادل دارند. وقتي از لحاظ مالي موفق هستند، مي دانند که پول و موفقيت مترادف نيستند. آنها مي دانند افرادي که فقط از نظر مالي در سطح مطلوبي قرار دارند، موفق نيستند. اين در حالي است که خيلي ها خيال مي کنند پول همان موفقيت است. ولي آنها دريافته اند که پول هم مثل بقيه چيزها يک وسيله است براي دستيابي به موفقيت.

29) اهميت کنترل داشتن روي خود را درک کرده اند. آنها قوي هستند و از اينکه راهي را مي روند که کمتر کسي مي تواند برود، شاد مي شوند.

30) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشي از اينکه کجا زندگي مي کنند و چه دارند و چه طور به نظر مي رسند، توجهي ندارند.

31) دست و دل باز و مهربان هستند و از اينکه به ديگران کمک مي کنند تا به خواسته هايشان برسند خوشحال مي شوند.

32) متواضع هستند و اشتباهات شان را با خوشحالي مي پذيرند و به راحتي عذرخواهي مي کنند. آنها از توانايي هايشان خاطر جمع هستند ولي به آن مغرور نمي شوند. آنها خوشحال مي شوند که از ديگران بياموزند و از اينکه به ديگران کمک مي کنند تا خوب به نظر برسند بيشتر از کسب افتخارات شخصي شان لذت مي برند.

33) انعطاف پذير هستند و تغيير را غنيمت مي شمارند. وقتي وضعيتي پيش مي آيد که عادت ها و آسايش روزمره شان را بر هم مي زند از آن استقبال مي کنند و با آغوش باز وضعيت جديد و ناشناس را مي پذيرند.

34) هميشه سلامت جسماني خود شان را در وضعيت مطلوبي نگه مي دارند و مي دانند که بدنشان خانه اي است که در آن زندگي مي کنند و به همين خاطر، سلامت جسماني براي آنها خيلي مهم است.

35) موتور بزرگ و پرقدرتي دارند. سخت کار مي کنند و تنبلي نمي کنند.

36) هميشه منتظر بازتاب کارهايشان هستند.

37) با افراد بدذات و غيرموجه نشست و برخاست نمي کنند.

38) وقت شان و انرژي شان را روي وضعيت هايي که از کنترل شان خارج است صرف نمي کنند.

39) کليد خاموش روشن دارند. مي دانند چگونه استراحت کنند و ريلکس شوند. از زندگي شان لذت مي برند و سرگرم مي شوند.

40) آموخته هايشان را تمرين مي کنند. درباره تئوري هاي عجيب و غريب خيالبافي نمي کنند بلکه واقع بينانه زندگي مي کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 12:17  توسط لویمی-کریم  | 

در عرض 3 دقیقه روانكاوی شوید!
هیچ كلكی در كار نیست!این بازی به طور شگفت آوری دقیق خواهد بود البته اگر تقلب نكنید فقط دستورالعمل را به دقت اجرا نمایید و تقلب نكنید در غیراین صورت نتیجه درست ازآب درنخواهد آمد و بعد آرزو خواهید كرد كه ای كاش تقلب نمی كردید!

این تست حدودا 3دقیقه طول می كشد تا شما را دیوانه كند.این بازی نتیجه خنده دار و درعین حال شگفت انگیزی خواهد داشت.پیام را یك جا تا پایان نخوانید بلكه مرحله به مرحله پیش بروید و عین دستورالعمل انجام دهید.

نكته:زمانی كه می خواهید اسامی رابنویسید اطمینان حاصل كنید كه اشخاصی هستند كه شما آنهارا می شناسید.

تبصره:اسم الكی یا بیخود ننویسید!!!

مهم:همچنین به یاد داشته باشید كه به هنگام نوشتن اسامی و عمل كردن به دستورالعمل از احساس و غریزه خود استفاده كنیدو بی خودی و بیش از حد فكر نكنید بلكه آنچه را كه در آن لحظه به ذهنتان می آید را بنویسید.

باز هم باید گفته شود كه به آرامی و مرحله به مرحله به انتهای متن بروید در غیر این صورت نتیجه درست نخواهد بود وآن را ضایع خواهید كرد.پس یك قلم وكاغذ آماده كنید.

1- اول 1تا11رو به صورت ستونی و زیر هم بنویسید.

2- سپس در جلوی ردیف 1و2 هر عددی مایل هستید بنویسید.

3- حال درجلوی ردیف 3 و 7 نام شخصی را ازجنس مخالف بنویسید.

4- نام اشخاصی را كه می شناسید (چه دوست یا اعضای خانواده یا فامیل)در جلوی ردیف4و5 و6 و بنویسید.

5- در ردیف های 8 و9 و10 و11 نام چهار ترانه (آهنگ)رابنویسید . در جلوی هر ردیف نام یك ترانه.

6- اكنون نهایتا" می توانید یك آرزوكنید.

و حالا كلید رمز گشایی این بازی:

عددی كه ردیف 2 نوشته اید مشخص كننده تعداد اشخاصی است كه شما باید درباره این بازی به آنها بگویید!

شخصی كه شما نامش را در ردیف 3 قید كرده اید كسی است كه به او علاقه مند هستید.

شخصی كه نامش در ردیف 7 قید شده كسی است كه شما دوستش دارید ولی با هم نمی سازید (یا به تعبیر دیگر عاقبت خوشی نخواهید داشت.)

شخص شماره 4 كسی است كه شما بیش از همه به او اهمیت می دهید.

شخص شماره 5 كسی است كه شما را به خوبی می شناسد.

شخص شماره۶کسی است که سالها شما او را میشناسید.

آهنگ قید شده در ردیف 8 با شخص شماره 3 مرتبط است.

آهنگ شماره 9 آهنگی برای شخص شماره 7 است.

آهنگ شماره 10 آهنگی است كه بیش از همه افكار شما را بازگو می كند.

و بالاخره شماره 11 آهنگی است كه می گوید شما درباره زندگی چه احساس دارید .

واقعا" شگفت آور است نه ؟! ولی به نظر می آید كه درست باشد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 14:4  توسط لویمی-کریم  | 

اگه کمی و فقط کمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را کمی بهتر کنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی که معلوم نیست کی باشد نباشیم…در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید …

گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم .

سعی کنیم بیشتر بخندیم.

تلاش کنیم کمتر گله کنیم.

با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم.

گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم.

بیشتردعا کنیم.

در داخل آسانسور و راه پله و… باآدمها صحبت کنیم.

هر از گاهی نفس عمیق بکشیم.

لذت عطسه کردن را حس کنیم.

قدر این کهعضوی از بدن مان ناقص نیست را بدانیم.

بعضی وقت ها آهنگی ملایم زیرلب زمزمه کنیم.

سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .

گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.

با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.

برای انجام کارهایی که ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی کنیم!

از تفکردرباره تناقضات لذت ببریم.

برای کارهایمان برنامه‌ریزی کنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته کار مشکلی است!

مجموعه‌ای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، کتاب و… برای خودمان جمع‌آوری کنیم.

ازتغییر فصول سال لذت ببریم.

گاهی در حوض یا استخر شنا کنیم.

گاهی از درخت بالا برویم.

احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.

گاهی کمی پابرهنه راه برویم!

بدون آن که مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی کنیم.

.وقتی کارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد،خودرتشویق کنیم.

در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا کنیم.

سعی کنیم فقط نشنویم، بلکه به طور فعال گوش کنیم.

رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .

وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس کنیم.

زیر باران راه برویم.

کمتر حرف بزنیم و بیشترگوش کنیم .

قبل از آن که مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش کنیم و مراقب تغذیه خود باشیم.

چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و… را یاد بگیریم.

اگر توانستیم گاهی کنار رودخانه بنشینیم و در سکوت به صدای آب گوش کنیم.

هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.

احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نکنیم.

به دنیای شعر و ادبیات نزدیک تر شویم.

گاهی از دیدن یک فیلم در کنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.

تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه کنیم.

از هر آنچه که داریم خود و دیگران استفاده کنیم ممکن است فردا دیر باشد
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت 8:43  توسط لویمی-کریم  | 

 

هر ساله پس از ماه مبارک رمضان اکثراً یا افزایش وزن پیدا می کنیم یا ضعیف شده و دچار بیماری های گوارشی می شویم. این عوارض از آنجا ناشی می شود که یاد نگرفته ایم اصولی روزه بگیریم .

سرفه افطار در ماه رمضان

پرخوری و بدخوری دلیل عمده این عوارض است.

تغذیه صحیح در ماه رمضان بسیار اهمیت دارد و باید مواد غذایی نظیر گوشت، مرغ، ماهی، لبنیات و سبزی ها، قسمت اعظم رژیم غذایی شخص را در برگیرد.

مصرف تمام مواد غذایی باید روی اصول و برنامه باشد.مثلا اگر می گوییم لبنیات خوب است، باید در نظر داشته باشیم که مصرف بالای لبنیات بدون مصرف آب به میزان کافی، ایجاد سنگ های مجاری ادراری را بسیار افزایش می دهد.

مصرف مواد پروتئینی (گوشت، مرغ، لبنیات و ماهی) به تنهایی کافی نیست، بلکه در کنار آنها باید از سبزیجات، سالاد، آب و حبوبات استفاده نمود تا از یبوست جلوگیری شود و باید در نظر داشت که مصرف زیاد غذاهای پروتئینی باعث تشنگی می شود.

در خصوص کودکان و نوجوانانی که برای اولین بار روزه می گیرند، باید تمام مواد مغذی در رژیم غذایی آنها گنجانده شود. این نوجوانان باید در وعده سحر به مقدار کافی غذا بخورند و آب میوه هایی مثل هویج و گوجه فرنگی را بسیار مصرف نمایند.

چگونگی روزه گرفتن در ماه رمضان

روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان منافع معنوی ، فیزیکی ، روحی و اجتماعی به همراه دارد ، ضمن اینکه باید رعایت نکات پزشکی و نحوه تغذیه نیز مورد توجه قرار گیرد. بنابراین نیاز به مصرف غذای زیاد هنگام افطار و سحر نیست ، بلکه آنچه مهم است نحوه رژیم غذایی در این ماه است.

بدن مکانیسم های تنظیم کننده ای دارد که در طی روزه داری فعال می شوند و سوخته شدن مؤثر چربی بدن در این ماه رخ می دهد. یک رژیم غذایی متعادل برای حفظ سلامت و فعالیت فرد در طی ماه رمضان کافی است. اختلالات بوجود آمده در این ماه ناشی از مصرف زیاده از حد غذا ، مصرف نامتعادل غذا و خواب کم است .

سحر:

سحری را سبک مصرف کنید.

افطار:

نیاز فوری بدن در هنگام افطار به دست آوردن یک منبع انرژی به شکل گلوکز(قند خون) برای هر سلول زنده به خصوص سلول های مغز و اعصاب است. خرما و آب میوه منابع خوب قند هستند، لذا هنگام افطار مصرف خرما،  آب میوه ، سوپ سبزیجات با رشته به منظور حفظ تعادل قند، آب و مایعات بدن توصیه می شود.

شام :

- گروه گوشت: مرغ ، گاو، گوساله، ماهی و ...

- گروه نان وغلات: این گروه منبع خوبی از کربوهیدرات های مرکب هستند و تأمین کننده انرژی ، پروتئین، مواد معدنی و فیبرهای غذایی می باشند.

- گروه لبنیات ( شیر ، ماست ، پنیر و...) شیر و محصلات لبنی منابع خوب پروتئین و کلسیم هستند که برای حفظ بافت بدن و عملکرد های متعدد فیزیولوژیک ضروری می باشد.

- گروه سبزیجات : سبزیجات منبع خوب فیبرهای غذایی ، ویتامین A و سایر مواد شیمیایی گیاهی که آنتی اکسیدان هستند، می باشد. این مواد در جلوگیری از سرطان، بیماری های قلبی-عروقی و بسیاری از بیماری های دیگر مفید است.

- گروه میوه ها : میوه را به عنوان  آخرین قسمت شام یا فاصله کمی بعد ازشام مصرف کنید تا باعث سهولت هضم غذا شده و از بروز بسیاری از مسائل جلوگیری کند. میوه های ترش ، ویتامین C  بدن را فراهم می کنند میوه ها منبع خوبی از فیبرهای غذایی هستند . میوه ها و مخلوطی از مغزها را می توان بعد از شام یا قبل از خواب مصرف کرد.

کاهش وزن و افزایش چربی خون به علت بدخوری و پُرخوری در ماه رمضان

بسیاری از افراد طی این ماه به لحاظ تغذیه دچار بد خوری و یا پُرخوری شده و در تغذیه افراط می کنند به گونه ای که ممکن است، حتی وزن فردی کاهش یافته، اما میزان چربی خونش افزایش یابد، بنابراین علت اصلی این مشکلات افراط در مصرف شیرینی جات است چون شیرینی جات، مواد قندی و چربی ها، به راحتی سلامت مصرف کنندگان را با خطر مواجه می کند. بنابراین باید از مصرف زیاد غذاهای چرب و سرخ کرده به شدت خودداری کرد، چون برخلاف آنچه که مردم گمان می کنند که طی ماه رمضان به واسطه روزه گرفتن وزن افراد کم می گردد و همچنین افرادی که دچار چربی خون بالا هستند ،چربی خون آنها کاهش می یابد، در بسیاری از موارد مشاهده شده که پس از ماه رمضان نه تنها باعث کاهش وزن نشده، بلکه موجب افزایش وزن و چربی هم می شود.

مصرف زیاد مواد غذایی چرب هنگام افطار باعث بی اشتهایی در هنگام سحر می شود، چون هضم چربی ها در بدن نیازمند مدت زمان طولانی تراست، استفاده از خوراکی ها و مواد غذایی تا دیر وقت و به تأخیر انداختن زمان خواب، موجب بی اشتهایی و بی حوصلگی هنگام سحر می شود، بنابراین اگر وعده افطار به صورت مناسب مصرف شود مشکلی برای وعده سحر ایجاد نخواهد شد.

اگر روزه به شیوه مناسب انجام نشود یعنی رژیم غذایی به گونه ای باشد که کالری بیش از حد ممکن وارد بدن شود، به طور حتم به بدن آسیب می رسد. بنابراین اگر روزه داری به شیوه صحیح انجام شده باشد، می تواند با کاهش کالری در بدن، نوع خوب کلسترول یا HDL را در بدن افزایش داده و موجب کاهش کلسترول بد یا LDL شود. در غیر این صورت کلسترول بد خون افزایش می یابد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 14:35  توسط لویمی-کریم  | 




 

موفقیت در زندگی لازمه داشتن دانش بالا، ثروت زیاد، قدرت و مقام اجتماعی نیست. بلکه موفقیت  یعنی خود باشیم ونه دیگری. موفقیت یعنی شناخت ارجحیت های زندگی و عملکرد بر اساس آن. موفقیت یعنی ساختن امروز برای فردای بهتر. موفقیت تجهیز امروز خود برای فردای پر بار .

 

اگر امروز شما بخواهید الگو یک فرد موفق را در زندگی خود دنبال نمایید آن فرد که خواهد بود؟  شاید شما در لیست خود افرادی را با ویژگی های زیر انتخاب نمایید: 

 

بیل گیتس بخاطر ثروت عظمیش
آرنولد شوارتسنگر بخاطر قدرت بدنی بالا
آلبرت انیشتاین بخاطر هوش خارق العاده اش
والت دیسنی بخاطر قدرت تخیل اش
ژاکلین کندی بخاطر وقار و متانت اجتماعی
مادر ترزا بخاطر قلب بزرگ و خدمتکارش

 

شاید هم هیچکدام از افراد بالا، اما هر که را که انتخاب می کنید سعی نکنید که تبدیل به دیگری گردید زیرا این بزرگترین اشتباه در زندگی می باشد.

 

موفقیت یعنی خود باشیم و نه دیگری  »»


متاسفانه برای بسیاری ازافراد معیار موفقیت تبدیل شدن به فرد دیگری است که بخاطر ویژگی های مخصوص در صدر رسانه های گروهی قرار گرفته است. این موضو ع نه تنها باعث موفقیت نمی گردد بلکه سازنده نگرش غلطی می باشد که زندگی غیر واقع بینانه ای را به فرد القا می کند. 

 

خود بودن یعنی شناخت هدف زندگی و رشد در آن. هانری کایزر بنیان گذار کایزر الومینیوم و نظام مراقبت های درمانی کاریزر می گوید: بدون تعیین هدف انسان نمی تواند از ظرفیت خود به بهترین صورت استفاده کند. همه ما در زندگانی غرض و مقصودی درایم که بخاطر آن آفریده شده ایم. امروز هدف زندگی شما چیست و چقدر در بالندگی آن جهت رشد و شکوفایی تلاش کرده اید؟

 

موفقیت یعنی شناخت ارجحیت های زندگی و عملکردی بر اساس آن   »»

 

متعهد کردن خود به هرچیز به معنی شکست در همه چیز می باشد. بعبارت دیگر فرد همه کاره هیچ کاره است. اگر امروز به شما حق انتخاب دهند تا در بین دو گزینه زیر یکی را انتخاب کنید کدام را بر می گزینید پول و یا وقت؟ متاسفانه اکثر مردم پول را بر وقت ترجیح می دهند بدون اینکه دریابند وقت هدیه ای است گرانبها که چنانچه در آن اشتباه کنیم هرگز قابل بر گشت نیست در جائیکه اشتباهات مالی را می توان تصحیح کرد. این گونه طرز تفکر و ارجحیت بندی غلط میباشد که سد موفقیت در زندگی می گردد. بدست آوردن پول اشتباه نمی باشد ولی قرار دادن آن در رتبه اول ارجحیت غلط میباشد.  شناخت ارجحیت های روزانه است که شما را وامی دارد تا وقت خود را انگونه که لازم است سپری کنید و نتایج عالی را نصیب خود کنید. شناخت ارجحیت های زندگی ربطی به داشتن ساعت های دقیق و یا یادداشت تمام جزئیات زندگی روزانه تا دقیق آخر نیست بلکه مدیریت اجرایی و درک نیاز، بازدهی و نتیجه می باشد. برای اینکه ارزش وقت را در 24  ساعت بدانید از پدری بپرسید که دارای شش فرزند می باشد و مزد روزانه او تامین کننده زندگی اوست برای اینکه ارزش وقت را در یک ساعت بدانید از عاشقی بپرسید که در انتظار ورود معشوق خود می باشد برای اینکه ارزش وقت را در یک دقیقه بدانید از فردی بپرسید که آخرین پرواز خود را بدلیل تاخیر از دست داده است. برای اینکه ارزش وقت را در یک ثانیه بدانید از فردی بپرسید که در تصادف رانندگی جان سالم بدر برده است برای اینکه ارزش وقت را در یک صدم ثانیه بدانید از قهرمان المپیک سئوال کنید که بخاطر یک صدم . ثانیه که از دست داد می بایست چندین سال دیگر برای بدست اوردن مقام خود زحمت بکشد. اگر چه نمی توان وقت خود را در طول روز اضافه نمود ولی می توان نحوه برخورد با آن را به جهت موفقیت بیشتر تغییر داد. شما با وقت خود چگونه بر خورد می کنید؟

 

موفقیت یعنی ساختن امروز برای فردای برتر   »»


زندگی شما هرگز تغییر نخواهد کرد اگر امروز دست بکار نشوید. رمز موفقیت یعنی انظباط شخصی در انجام مسئولیت های روزانه و تصیم گیری صحیح و بموقع بجای موکول کردن به فردا. امروز شما همان کسی هستید که دیروز تصمیم گرفتید وامروز شما نتیجه تصمیمات دیروز شما می باشد. اجازه ندهید احساسات و یا عادات شما تعیین کننده زندگی شما باشند زیرا دراین صورت شما بازنده هستید. عده کثیری از مردم می پذیرند که زندگی همین هست که هست (سرنوشت / تقدیر) و کاری هم نمی شود کرد چون خدا از ابتدا خواسته و این هم سرنوشت ماست. چنین چیزی هرگز وجود خارجی ندارد. این موضع نه تنها باعث می گردد که شما هیچگونه تلاشی برای موفقیت بخرج ندهید بلکه در انتها سبب می گردد تا شما نسبت به همه چیز و همه کس بدبین شوید و برای هر مشکل همسر، فرزندان، خانواده و جامعه و حتی خدا مورد سرزنش و باز خواست قرار دهید. فراموش نکنید اصل طلایی برای ساختن فردای برتر تصمیم گیری روزانه و انظباط شخصی در این رابطه است. چنانچه مایل هستید تا در زندگی رشد کنید و به مراحل بالا برسید فرمول موفقیت در زیررا در ذهن خود حک کنید. 

 

فرمول موفقیت  »»


تصمیم گیری بجا و مناسب  منهای انظباط شخصی روزانه مساوی است با داشتن یک برنامه خوب اما بی نتیجه انظباط شخصی روزانه منهای تصمیم گیری بجا و مناسب مساوی است با سیاست خوب اما عدم رشد در زندگی تصمیم گیری بجا و مناسب بعلاوه انظباط شخصی روزانه مساوی است با فردای برتر که زندگی فرد و اطرافیان او را تحت تاثیر قرار می دهد. تصمیم گیری بجا و مناسب شروع کننده نقشه زندگی ماست اما  انظباط شخصی روزانه به ما کمک می کند تا این نقشه را برای هر روز به پایان ببریم.

 

دیک بیگن یکی از نویسندگان معروف می گوید : بزرگترین شکاف در زندگی افراد جهت رسید به موفقیت فاصله دانستن و عملکردن است. شما دوست من امروز در این رابطه چگونه عمل می کنید.

 

 

* * * * * * *

 

برای موفقیت در زندگی خود باشید و نه دیگری
برای موفقیت در زندگی ارجحیت های زندگی خود را تشخیص دهید و بر اساس آن عمل کنید.
برای موفقیت در زندگی امروز دست بکار شوید تا فردا آنرا درو کنید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 14:59  توسط لویمی-کریم  | 

 

آيا اخيرا فراموش مي کنيد , دسته کليد خود را کجا گذاشته ايد؟ داخل اتاق ميشويد بدون اينکه بدانيد براي چه کاري به آن سمت ميرويد؟
آيا بعد از ريختن چاي در استکان قوري را در يخچال مي گذاريد؟ شماره تلفن منزل خود را فراموش مي کنيد ؟

نگران نباشيد! متخصصان معتقدند که استرس هاي روزمره تا حدي مغز انسان را تحت تاثير قرار مي دهند که کم حافظگي را به وجود مي آورد.
روانشناسان در اين زمينه تو صيه مي کنند که :
١. موز بهترين دوست حافظه : ويتامين B بهترين تغذيه حافظه است و موز داراي اين منبع غني ميباشد.
٢. مهرباني با خويشتن : انجام کارهاي مورد علاقه مانند خريدن يک شاخه گل , کتاب رمان, ملاقات دوستان قديمي و ........ باعث افزايش ترشح هورمون " دوپامين " مي شود که احساس خوبي را در فرد به وجود مي آورد و اين افزايش تاثير مثبتي بر سلسله اعصاب و آن بخش از مغز که مسوول حافظه است ميگذارد.
٣. قدم بزيند : زنان يا مرداني که درروز به طور مرتب قدم مي زنند بسيار کمتر دچار فراموشي ميشوند . چرا؟ تحقيقات نشان داده است که فعاليت ,ارتباط مغزي را در بخشي که ذهن مسوول حافظه است گسترش مي دهد.
٤. غذاي سس دار نخوريد : بر اساس تحقيقات انجام شده برروي عادات غذايي بيش از ٨ هزار نفر , استفاده از اين نوع سس ها و غذاهاي سويا دارباعث کاهش قدرت حافظه مي شود. علت آن است که يک ماده شيميايي موجود در اين نوع سس ها و سويا که گفته مي شود ضد سرطان و بيماري قلبي است دقيقا عکس اين خواص را در مورد حافظه با خود دارد. با اين حال يک بار خوردن آن در هفته چندان مشکلي ندارد!
٥. خواب به موقع : يک استراحت خوب مغز مي تواند اطلاعات بیشتر و بهتري را به حافظه شما باز گرداند تا مغزي که تمام روز را بدون استراحت گذرانده باشد .
٦. بيشتر به خودتان برسيد : تحقيقات نشان مي دهد افرادي که رژيم هاي غذايي بسيار کم کالري در برنامه روزانه خود دارند نه تنها پروسه اطلاع رساني را بسيار کند انجام مي دهد بلکه از ديگر افراد هم سن و سال خود که اين رژيم را ندارند نيز کمتر قادر به استفاده از حافظه خود مي باشند.
لذا به فکر خود باشيد و رژيم هاي غير موجه را فراموش کنيد.
٧. چاي گياهي بنوشيد : آهن براي عملکرد صحيح حافظه ضروري است و نوشيدني هاي کافئين دار به علت دارا بودن موادي به نام " تانن " ( اسيد تانيک) که ٧٥ درصد آهن موجود در بدن را از بين مي برند باعث اختلال در حافظه می شود . 
٨. خوردن قند و شکر مصنوعي را کاهش دهيد : اين امر ممکن است در کاهش وزن به شما کمک کند اما نوشيدن بيش از يک يا دو نوشيدني رژيمي در طول روز حافظه دراز مدت شما را تخريب مي کند . خوشبختانه تاثيرات منفي اين مسئله دائمي نيست و شما به راحتي مي توانيد با قطع مصرف شيريني هاي مصنوعي مجددا حافظه خود را اصلاح کنيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 14:50  توسط لویمی-کریم  | 


مغز انسان دارای مراکز فرماندهی و کنترلی برای راه اندازی زندگی است. مغز تقريبا بر هر کاری که شما انجام می دهيد ، احاطه دارد.مغز شماست که تعيين می کند شما چگونه بايد فکر کنيد و چگونه احساس  و رفتار  نماييد و همراه با ساير مردم زندگی کنيد. پردازش اطلاعات محيطی ، ادراک وقايع ، موفقيت در زندگی و شغل و احساس خوشبختی شما بستگی به مغز شما دارد .
برای تقويت عملکرد مغز و زندگی بهتر ، هفت روش به شرح زير وجود دارد:

1-   محافظ و مراقب مغز خود باشيد:
اولين گام در بهينه سازی مغزتان ، محافظت از آن در برابر صدمات، آلودگی ها، محرومطت از خواب و استرس است.مغز بسيار لطيف است و مناطق هفتگانه آن به ضربات حساسيیت زيادی دارند بويژه مناطق مربوط به حافظه ، يادگيری و ثبات خلق. بستن کمربند ايمنی در هنگام رانندگی، استفاده از کلاه ايمنی در هنگام موتور سواری ، اسکيت بازی، لازم و ضروری است.
تحقيقات مربوط به تصوير برداری از مغز نشان داده است که برخی مواد شيميايي برای عملکرد مغز مسموميت زا هستند.الکل، مواد ، نيکوتين ، کافئين زياد و مصرف برخی از داروها باعث کاهش جريان خون در مغز می شود و در نتيجه مغز نمی تواند عملکرد موثر و کارآمدی داشته باشد.مطالعات نشان می دهد که در مقايسه با افراد عادی، گردش خون مغز افراد معتاد به کوکايين 23 درصد پايين تر است. معتادان کوکايينی که سيگار هم مصرف می کنند ، 45 درصد گردش خون در مغزشان نسبت به افراد عادی کمتر است. فعاليت بخش تمپورال ( منطقه مغزی مربوط به حافظه و ثبات خلق)  مصرف کنندگان حشيش در مقايسه با افراد عادی ،85 درصد کمتر است .
محروميت از خواب نيز باعث کاهش فعاليت مغز و محدود شدن يادگيری، حافظه و تمرکز می گردد.مطالعات جديد نشان می دهد افرادی که به مدت طولانی مدت خوابشان کمتر از 7 ساعت است ، عملکرد و فعاليت کلی مغزشان پايين تر است .مشکلات خواب در افرادی شايع تر است که دچار مشکلات فکری و عاطفی می باشند.
استرس نيز بطور منفی بر عملکرد مغز تاثير دارد.درهنگام استرس ، هورمونهايي در مغر ترشح می شود که برای مراکز حافظه به شدت سمی هستند.استرسهای دراز مدت سلولهای مغزی را می کشد.راهبری موثر استرسهای زندگی ، تنها با داشتن يک مغز با عملکرد خوب امکان پذير است.

2-   مغز خود را تغذيه کنيد
نوع غذا و رژيم غذايي بر نحوه عملکرد تاثير بسياری دارد. پروتئين ، کربوهيدراتهای پيچيده ، غذاهای مملو از اسيدهای چرب امگا 3 ( بخصوص در ماهی ) برای عملکرد مغز لازم و ضروری است.متاسفانه اکثر رژيم های غذايي مملو از شکر و کربوهيدراتهای ساده است ، مساله ای که منجر  احساس آشفتگی ، تنبلی و کسالت و بی توجهی و حواس پرتی می گردد.
شما برای صبحانه چی می خوريد؟ اصلا آيا صبحانه می خوريد؟ متاسفانه امروزه بيشتر بچه ها ، نوجوانان و بزرگسالان ، روز را بدون خوردن صبحانه شروع می کنند يا حداکثر از چايي و شکر و کربوهيدراتهای ساده ( مثل کيک و کلوچه و...) استفاده می کنند. در جوامع  پر شتاب ، تهيه اين نوع صبحانه آسان است ،اما باعث کندی فعاليت و  افت عملکرد مغز می شود.روز را با صبحانه ای شروع کنيد که شامل پروتئين ( تخم مرغ، کالباس و...) و محصولات لبنی ( پنير، شير، کره و...) باشد.
برخی از افراد بعد از ناهار دچار کمبود انرژی و تنبلی شناختی می شوند. مطالعات نشان داده است که کم کردن و کاهش دادن همه کربوهيدراتهای ساده در هنگام ناهار ( مثل محصولات ساخته شده از آرد سفيد ، سيب زمينی و برنج ) باعث افزايش قابل ملاحظه انرژی و تمرکز بعد از ناهار می شود. مزيت ديگر اين رژيم غذايي ، نداشتن احساس گرسنگی تا هنگام شام خواهد بود. همچنين ،
نبايد از اهميت داشتن يک رژيم غذايي منظم غافل بود.

3-   افکار منفی خودآيند که مغز را مورد هجوم قرار می دهند را نابود کنيد.
افکاری که لحظه به لحظه در ذهن شما شکل می گيرد، اثر قدرتمندی بر چگونگی عملکرد مغز دارد.تحقيقات مارک جورج در موسسه ملی سلامت امريکا نشان داده است که افکار شاد و اميدوارانه ، اثر جامع و کلی آرامبخشی بر مغز دارد ، در حاليکه افکار منفی باعث متراکم شدن آن مناطق مغزی می شود که فعال کننده افسردگی و اضطراب است .
ما بايد ياد بگيريم که چگونه افکار خود آيند منفی که به مغز هجوم می آورند را متوقف و نابود کنيم.اين افکار خودآيند هستند ( يعنی اتفاق می افتند ) .آنها تمام روز  و حتی زندگی ما را خراب می کنند .اين افکار باعث مختل شدن اطلاعات ورودی به مغز شده و خروجی مغز را خراب می کند ( بصورت احساسات بد ).
با شناسايي و تغيير افکار منفی می توانيد عملکرد مغز را به حد مطلوب رساند.يک روش مفيد تغيير اين افکار منفی خودآيند، اين است که شما به آنها توجه کنيد و بصورت برعکس در مورد آنها با خود گفتگو کنيد ( برعکس گويي – يعنی با خود بصورت مثبت – من می توانم – من می خواهم ---و...) .با اين کار انرژی هسته ای اين افکار را می گيريد و آنها را از ذهن خود دور می کنيد. 

4-   از مغز خود کار بکشيد.
مغز همانند يک ماهيچه است.شما هرچه بيشتر از آن کار بکشيد ، قدرتمند تر می شود.هرگاه شما چيز جديدی ياد می گيريد ، در مغز شما پيوند عصبی جديدی شکل می گيرد. يادگيری ، جريان گردش خون و فعاليت مغزی را تقويت می کند.اگر شما مدت زمان زيادی چيز جديدی نياموزيد ، مغز شما در بخاطر سپردن و يادگيری دچار مشکل می شود.
دکتر ماريان دياموند از دانشگاه کاليفرنيا در مورد تاثير يادگيری در بافت مغز موش مطالعات جالبی انجام داده است.او مشاهد کرد موشهايي که زندگی آرام و بی دغدغه ای ( بدون نياز به يادگيری چيزهای جديد) داشتند ، وزن مغزشان از موشهايي که برای بدست آوردن غذا نياز به يادگيريهای جديد داشتند بسيار کمتر بود.يادگيری مسايل و مطالب جديد باعث افزايش تراکم و وزن مغز می گردد.انيشتين عقيده داشت اگر کسی روزی 15 دقيقه در طی يکسال رشته خاصی را مطالعه کند ، او متخصص آن رشته خواهد شد و در 5 سال او يک متخصص ملی در آن رشته می شود. يادگرفتن و آموختن يکی از بهترين روشها برای داشتن مغزی فعال و خلاق است.

5-   برای مغز خود روابط صميمانه درست کنيد.
مطالعات وينفريد کاتلر در دانشگاه پنسيلوانيا نشان داده است که داشتن روابط صميمانه ، اثر قدرتمندی بر سلامت جسمی و عاطفی افراد ( بخصوص زنان) دارد. اين روابط باعث احساس باروری و نشاط ذهنی، افزايش ميزان هورمون استروژن و به تاخير افتادن پيری می شود. مطالعات مربوط به تصاوير مغزی نشان می دهد که کاهش ميزان استروژن با کاهش کلی فعاليت مغزی و حافظه ضعيف همراه است
( بخصوص در زنان). پيوندهای صميمانه و عاطفی عوامل تاثير گذار ی بر فعاليت مغز است.

6-   برای مغز خود يک حالت همنوايي و همسازی ايجاد کنيد.
مغز وقتی دارای عملکر خوب و بهينه است که حالت همنوايي در آن وجود داشته باشد. اين حالت همسازی به معنای بدن آرام با دهنی روشن و زيرک است است که با تمرينهای نشاط آور بدست می آيد.کسب اين حالت ذهنی نيازمند دو مهارت همزمان است : آرامش بخشی عميق و تمرکز.
آرام بخشی عميق با تمرينهای تنفسی ديافراگمی ( شکمی ) بدست می آيد. تاکنون توجه کرده ايد که يک نوزاد چگونه نفس می کشد؟ با یشکم. شما هم می توانيد اين نوع تنفس را با دراز کشيدن روی زمين و قرار دادن کتابی روی شکم خود تمرين کنيد. بايد با دم کتاب به سمت بالا بيايد و با بازدم کتاب پايين برود.آرام و عميق نفس بکشيد – تقريبا 7 بار در دقيقه.
گوش کردن به موسيقی به رشد مهارتهای تمرکز کمک می کند.در يکی از تقيقات نشان داده شده است که گوش کردن به موسيقی ، هوش فضايي – ديداری را تا حدود 10 درصد افزايش می دهد. موسيقی می تواند هم باعث تمرکز و هم مخرب آن باشد.  در مطالعه ای که اخيرا انجام شده نتايج زير بدست امده است : به 12 نوجوان تکاليف حافظه داده شد در حاليکه در  چهار گروه متفاوت به موسيقی های مختلف گوش می کردند( راک- رپ- کلاسيک و بدون موسيقی).گروهی که موسيقی رپ گوش کرده بودند ، بدترين عملکرد را داشتند و گروه با موسيقی راک نيز عملکرد خوبی نداشتند اما  جالب آنکه گروه با موسيقی ملايم کلاسيک نسبت به گروه بدون موسيقی عملکرد بهتری داشتند.


7- مشکلات مغزی خود را خيلی زود برطرف کنيد.       
برخی افراد خودشان را با انکار مشکلات مغزی شان خراب می کنند و که نتيجه آن تغييرات مهم و نامناسبی در زندگی است. با ظهور اولين نشانه های بدکارکردی مغز
( افکار منفی- اضطراب- افسردگی و...) بايد در پی  کمک تخصصی بود ، چون هرچه زودتر اين خدمات دريافت شود ،اثر کمتری برزندگی ما خواهد داشت . افراد موفق هم دچار مشکل هستند اما به هنگام از خدمات تخصصی و مناسب استفاده
می کنند.هرچه زودتر ، بهتر.
 ابراهيمی
منبع :
WWW.BRAINPLACE.COM- 2007
             

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 14:29  توسط لویمی-کریم  | 

for call with me: 0 9 3 6 9 6 4 7 5 7 4

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 9:29  توسط لویمی-کریم  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آلبرت آلیس-خطا های شناختی

الیس(Ellis) اضطراب و اختلالات رفتاری را زاده طرز تفکر خیالی و بی معنی انسان میداند که در این نوشته به یازده خطای شناختی(فکری)غیر منطقی از دیدگاه الیس اشاره خواهد شد:

 خطاهای شناختی از دیدگاه الیس

امروزه بسیاری از افراد در سیر تفکر خود به دلیل عدم آشنایی با اصول تفکر منطقی و صحیح ، ناخواسته دچار خطای شناختی می شوند. عدم اطلاع از خطاهای شناختی ورطه ای بسیار خطرناک و سهمگین است. شاید بسیاری از گرفتاری های مردم ما به دلیل آلوده بودن افکار ما به این نوع خطا ها  باشد...

به نظر می رسد افسردگی ، بی قراری ، رقابت های ناصحیح، خشونت، پرخاشگری و بسیاری از رفتارهای غیر عادی ما بی ارتباط با خطاهای شناختی نباشند.

آلبرت الیس روان شناس معروف این خطاها را شناسایی  و در قالب ده خطای شناختی معرفی نموده است.انسانهایی که تفکر غیر منطقی دارند و یا خطاهای شناختی در افکارشان هویدا است، در بسیاری از موارد اطلاع چندانی از این خطاها ندارند. شاید عدم اطلاع، باعث آلودگی این افکار با خطاهای شناختی می شوند. در این نوشتار سعی بر آن است که خطاهای شناختی به صورت ساده و در قالب مثال های روشن و واضح بیان شوند. امید است بسیاری از نگرانی ها، حالات و افکار نامطلوب که در پشت این خطاهای شناختی وجود دارند، با اطلاع رسانی از بین بروند.
خطای اول: تفکر همه یا هیچ
در این نوع افکار قانون همه یا هیچ حاکم است . فرد یک رفتار، فکر، موفقیت ، ، پدیده یا موضوع را کلا سفید یا سیاه می بیند. هر چیز کمتر از کامل ، شکست بی چون و چراست. عدم قناعت به مقدار و یا بخشی از یک کار ، یک فعالیت و یا یک امتیاز ، آنها را از مزایای آن امر محروم می کند.  به طور مثال عده ای این نوع تفکر را دارند که یا باید فلان ماشین را داشته باشند  یا اصلا هیچ ماشینی را نمی خواهند.  این نوع تفکر در بسیاری از قسمت های زندگی دیده می شود. در مثالی دیگر مدرس دانشگاه بیان می دارد که اگر این تعداد دانشجو بود و با این شرایط به طور مثال من این درس را خواهم داد. در مثال دیگر خانمی که رژیم لاغری گرفته بود، پس از خوردن یک قاشق بستنی گفت: برنامه لاغری من دود شد و به هوا رفت. با این طرز تلقی به قدری ناراحت شد که یک ظرف بزرگ بستنی را تا به آخر نوش جان کرد.

خطای دوم:تعمیم مبالغه آمیز
افرادی که  این نوع خطا را در افکار دارند حقایق زندگی را پررنگ تر از مقدار واقعی آن می بینند. شدت و مقدار واقعی خیلی کمتر از مقدار و شدتی است که در ذهن فرد قرار دارد. فردی که دچار این خطای شناختی است ، هر حادثه منفی و از جمله یک ناکامی شغلی را شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کند و آن را با کلماتی چون هرگز و همیشه توصیف می کند. فروشنده دوره گرد افسرده ای که فروش خوبی نداشته و در حال رانندگی پرنده ای به شیشه اتومبیلش خورده بود گفت: چه بد شانس هستم، پرنده ها همیشه به شیشه اتومبیل من می خورند. شاید بتوان این طور بیان کرد که این افراد  به دلیل مبالغه در بخشی از افکار ، نمی توانند جوانب مثبت زندگی را ببینند. شاید در مثال ذکر شده بتوان این طور بیان کرد که این فروشنده دوره گرد ازخیلی مواهب که دارد غافل است و این که او ماشینی دارد که خیلی از فروشندگان دیگر ندارند . 

خطای سوم: فیلتر ذهنی
افرادی که دارای این نوع افکار هستند تحت تاثیر یک حادثه منفی همه واقعیت  را تار می بینند. به جزیی از یک حادثه منفی توجه می کنند و بقیه را فراموش می کنند.عدم توانایی در دیدن بخش های مهمتر این حوادث ، عاملی است که ذهن ما را درگیر می کند.  شبیه چکیدن یک قطره جوهر که بشکه آبی را کدر می کند. به مثالی توجه کنید: به خاطر طرز برخورد شایسته خود با همکاران اداره، از طرف رئیس اداره  تشویق می شوید، اما در این میان و در حین دریافت جایزه یکی از همکاران کلمه ای نه چندان جدی در مقام انتقاد به شما می گوید. روزهای طولانی  در حالی که همه گفته های مثبت و مراسم با ارزش تشویق را فراموش می کنید،  تحت تاثیر این انتقاد بسیار جزئی یک همکار، رنج می برید.
خطای چهارم: بی توجهی به امر مثبت
افرادی که دارای این نوع تفکر غیر منطقی هستند، توجه زیاد و با ارزشی به جنبه ها ی مثبت زندگی خود ندارند و همیشه  نکات مثبت را برای خود بی اهمیت جلوه می دهند. با بی ارزش شمردن تجربه های مثبت، اصرار بر مهم نبودن آنها دارند. کارهای خوب خود را بی اهمیت می خوانند، معتقدند که هر کسی می تواند این کار را انجام دهد. بی توجهی به امر مثبت شادی زندگی را می گیرد و شما را به احساس ناشایسته بودن سوق می دهد. به طور مثال  نگهبان ساختمان تجاری با تیز هوشی موفق به شناسایی یکی از سه سارقی شده بود که در هفته قبل از یکی از مغازه های این ساختمان دزدی کرده بودند. مسئول ساختمان ضمن قدردانی از نگهبان که بعد از چند روز موفق به کشف این گره شده بود از نگهبان خواست که  یکی از روزهای هفته زمانی را مشخص کند که در جلسه ای با حضور افراد و مالکین ساختمان از زحمات وی قدردانی شود. نگهبان امروز و فردا کرده و یکسره میگفت  کار مهمی نکرده ام و از تعیین وقت سرباز می زد.

خطای پنجم :نتیجه گیری شتابزده
بی آنکه زمینه محکمی وجود داشته باشد نتیجه گیری شتابزده می کنید. ذهن خوانی: بدون بررسی کافی نتیجه میگیرید که کسی در مورد شما منفی فکر می کند. پیشگویی: پیش بینی می کنید که اوضاع بر خلاف میل شما در جریان خواهد بود. بدون هر گونه بررسی می گویید« آبرویم خواهد رفت، از عهده انجام این کار برنخواهم آمد». و اگر افسرده باشید ممکن است به خود بگویید «هرگز بهبود نخواهم یافت».

خطای ششم: درشت نمایی
از یک سو در باره اهمیت مسایل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کند و از سوی دیگر ، اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه هست برآورد می کند.  به دلیل اعتماد به نفس پایین، این افراد چون خود را نسبت به دیگران دست کم می گیرند، در صورت انجام کاری خطا  ، این اشتباه خود را خیلی پررنگ تر از حد و حدود واقعی آن اشتباه می بیند. به طور مثال شخصی دوست قدیمی خود را می بیند و به او سلام می گوید، دوست قدیمی مانند همیشه سلام او را به گرمی جواب نمی دهد. او از این مسئله ناراحت می شود و این واقعه را برای خود فاجعه تلقی می کند. این درحالی است که شاید دلایل مختلفی برای سرد برخورد کردن وجود داشته باشد. از طرفی این قدر هم مهم نباشد ولی ساعتها این مسئله ذهن فرد را درگیر خود می کند.

خطای هفتم: استدلال احساسی
افرادی که دارای استدلال احساسی هستند فکر می کنند که احساسات منفی ما لزوما منعکس کننده واقعیت ها هستند. این نوع استدلال احساسی ما  را از بسیاری واقعیت ها دور نگه می دارد . به طور مثال : «از سوار شدن در هواپیما وحشت دارم، چون پرواز با هواپیما بسیار خطرناک است».« یا احساس گناه می کنم پس باید آدم بدی باشم». یا «خشمگین هستم، پس معلوم می شود با من منصفانه برخورد نشده است.» یا «چون احساس حقارت می کنم، معنایش این است که فرد درجه دومی هستم». یا «احساس نومیدی می کنم، پس حتما باید نومید باشم».

خطای هشتم: باید ها
انتظار دارید که اوضاع آن طور باشد که شما می خواهید و انتظار دارید .همیشه این انتظار محقق نمی شود و یا با درصد کمتری محقق می شود. به طور مثال نوازنده بسیار خوبی پس از نواختن یک قطعه دشوار پیانو با خود گفت:«نباید اینهمه اشتباه می کردم». آنقدر تحت تاثیر این عبارت قرار گرفت که چند روز متوالی حال و روز بدی داشت. انواع و اقسام کلماتی که «باید» را به شکلی تداعی می کنند، همین روحیه را ایجاد می نمایند. آن دسته از عبارت های «باید» دار که بر ضد شما به کار برده می شوند،به احساس تقصیر و نومیدی منجر می گردند. اما همین باورها، اگر متوجه سایرین و یا جهان به طور کلی شود منجر به خشم و دلسردی می گردد«نباید این قدر سمج باشد».خیلی ها می خواهند با «باید» ها و «نباید»ها به خود انگیزه بدهند. «نباید آن شیرینی را بخورم». این نوع فکر اغلب بی تاثیر است زیرا«باید» ها  تولید تمردد می کنند و اشخاص تشویق میشوند که درست برعکس آن را انجام دهند.
خطای نهم: برچسب زدن
برچسب زدن شکل حاد تفکر همه یا هیچ چیز است. به جای اینکه بگویید«اشتباه کردم». به خود برچسب منفی می زنید:«من بازنده هستم». گاه هم اشخاص به خود برچسب «احمق» یا «شکست خورده» و غیره می زنند. برچسب زدن غیر منطقی است، زیرا شما با کاری که می کنید ، تفاوت دارید. انسان وجود خارجی دارد اما «بازنده» و «احمق» به این شکل وجود ندارد. این برچسب ها تجربه های بی فایده ای هستند که منجر به خشم، اضطراب ، دلسردی و کمی عزت نفس می شوند. گاه برچسب متوجه دیگران است. وقتی کسی در مخالفت با نظرات شما حرفی می زند ممکن است او را متکبر بنامید. بعد احساس می کنید مشکل به جای رفتار یا اندیشه بر سر«شخصیت» یا «جوهر و ذات» او است. در نتیجه او را به کلی بد قلمداد می کنید و در این شرایط فضای مناسبی برای ارتباط سازنده ایجاد نمی شود.

خطای دهم : شخصی سازی و سرزنش
در این خطا، فرد خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کند که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته است. وقتی زنی از آموزگار پسرش شنید که او در مدرسه خوب درس نمی خواند با خود گفت « این نشان می دهد که من مادر بدی هستم» و چه بهتر که این مادر علل واقعی درس نخواندن فرزندش را می جست تا او را کمک کند. شخصی سازی منجر به احساس گناه ، خجالت و نا شایسته بودن می شود . بعضی ها هم عکس این کار را می کنند و سایرین و یا شرایط را علت مسائل خود تلقی می کنند و توجه ندارند که ممکن است خود در ایجاد گرفتاری سهمی داشته باشند « علت زندگی زناشویی بد من این است که همسرم منطقی نیست». سرزنش به خاطر ایجاد رنجش اغلب موثر واقع نمی شود

خطاهای شناختی از دیدگاه الیس

1-اعتقاد فرد به اینکه لازم وضروری است که تمام افراد دیگر جامعه وی را دوست بدارند و تعظیم و تکریمش کنند.
2-اعتقاد فرد به اینکه لازمه احساس کفایت و ارزشمندی وجود حداکثر لیاقت،کمال و فعالیت شدید است.
3-اعتقاد فرد به اینکه گروهی از مردم بد،شرور و بد ذات هستند وباید به شدت تنبیه و مذمت شوند.
4-اعتقاد فرد به اینکه اگر تمامی حوادث و پیشامدها آنطور نباشند که او می خواهد،نهایت ناراحتی و بیچارگی به بار می آید و فاجعه آمیز خواهد بود.
5-اعتقاد فرد به اینکه بدبختی و عدم خشنودی او بوسیله عوامل بیرونی به وجود می آیند و انسان توانایی کنترل غم و اندوه خود را ندارد و یا اینکه توانائیش در این مورد کم است واین در حالی است که فشارها و حوادث خارجی،معمولا ماهیتی روانی دارند و نمی توانند موجب ناراحتی و آزار فرد شوند مگر آنکه فرد خودش بخواهد،تحت تاثیر آنها قرار گیرد.
6-اعتقاد فرد به اینکه چیزهای خطرناک و ترس آور موجب نهایت نگرانی و اضطراب می شوند و فرد دائما باید در تلاش باشد تا امکان به وقوع پیوستن آنها را به تاخیر اندازد.
7-اعتقاد فرد به اینکه اجتناب و دوری گزیدن شخص از برخی از مشکلات زندگی و مسئولیتهای شخص برای فرد آسانتر از مواجه شدن با آنهاست.
8-اعتقاد فرد به اینکه باید متکی به دیگران باشد و بر انسان قویتری تکیه نماید.
9-اعتقاد فرد به اینکه تجارب وحوادث گذشته و تاریخچه زندگی تعیین کننده مطلق رفتار کنونی هستند و تاثیر گذشته را در تعیین رفتار کنونی به هیچ عنوان نمی توان نادیده انگاشت.
10-اعتقاد فرد به اینکه انسان باید در مقابل مشکلات و اختلالات رفتاری دیگران کاملا برآشفته و محزون شود و این در حالی است که مشکل دیگران ربطی به ما ندارد و بنابراین نباید شدیدا نگران آنان باشیم.
11-اعتقاد فرد به اینکه برای هر مساله و مشکلی همیشه یک راه حل درست و کامل،فقط یک راه حل،وجود دارد و اگر انسان به آن دست نیابد،بسیار وحشتناک و فاجعه آمیز خواهد بود.

الیس معتقد است که توسل شخص به این عقاید یازده گانه به اضطراب و ناراحتی روانی منجر می شود. وقتی که فرد به چنین عقایدی توسل می جوید،در نگرش و برداشت های خویش شدیدا بر اجبار،الزام و وظیفه تاکید دارد و خود را بی نهایت به وقوع امر خاصی مقید و پای بند می کند. بنابراین،اگر فرد خود را از این قیود رها سازد، به احتمال قوی در جهت سلامت نفس و رشد شخصیت حرکت خواهد کرد.

منبع:

شفیع آبادی،عبدالله و ناصری،غلامرضا.نظریه های مشاوره و روان در مانی ،تهران،مرکز نشر دانشگاهی،1375.

علی کاکاوند قلعه نوئی

+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 15:45  توسط لویمی-کریم  | 

 

شمابا ایجاد تغییرات مثبت در شیوه زندگی خودتان ،می توانید قلب سالم تری داشته باشید . از آنجا که برخی از افراد به بعضی از شرایط به گونه ای پاسخ می دهند که سبب بروز مشکلات سلامتی در آنها می شود، در نتیجه ممکن است کنترل بهتر احساسات کمک کننده باشد . برای مثال فردی که در شرایط دشوار احساس فشار می کند، ممکن است شروع به سیگار کشیدن نماید یا مصرف آن را تشدید نماید ، زیاد غذا بخورد و وزن وی افزایش یابد . پیداکردن راههای رضایت بخش تر پاسخ به فشار روانی ،در حفظ سلامتی شما کمک کننده است.

 

 

 

استرس چیست ؟

استرس پاسخ بدن شما به تغییرات است وامری بسیار فردی می باشد. حالتی که سبب بروز استرس در یک فرد می شود، ممکن است در فرد دیگر استرس زا نباشد . برای مثال یک فرد ممکن است هنگام رانندگی احساس فشار و سفتی بدن نماید . فرد دیگری ممکن است در هنگام رانندگی، احساس لذت و آرامش نماید . برخی چیزها که سبب ایجاد ترس در برخی ازافراد می شوند مانند بالارفتن از کوه ،ممکن است در سایرین لذت بخش باشد .

هیچ راهی وجود ندارد که بگوییم یک چیز «بد» یا «استرس زا» می باشد چرا که افراد با یکدیگر متفاوت هستند .

البته همه استرسها بد نمی باشند . صحبت کردن در یک جمع یا مشاهده از نزدیک یک مسابقه فوتبال می تواند استرس زا باشد اما می تواند سرگرم کننده هم باشد . ممکن است زندگی بدون استرس خسته کننده باشد . نکته کلیدی این است که استرس به شکل مطلوبی کنترل شود چرا که ممکن است پاسخ های غیر سالم به آن، منجر به بروز مشکلات سلامتی در برخی از افراد شود .

 

 

 

استرس سبب می شود که شما چه احساسی داشته باشید ؟

 ممکن است سبب احساس ترس ، عصبانیت ، هیجان یا فقدان دوست و یاور درŸ شما بشود.

 ممکن است سبب شود که به سختی به خواب بروید .Ÿ

 ممکن است سبب درد در سر ، گردن ، فک و پشت شما شود .Ÿ

 ممکن است منجر به عاداتی چون استعمال دخانیات و مشروبات الکلی،Ÿ پرخوری یا سو مصرف دارو شود .

 ممکن است شما هیچ گاه آنرا حس نکنید اما بدن شما از آن رنجŸ ببرد.

 

 

 

چگونه من می توانم با استرس کنار بیایم ؟

حوادث بیرونی (مانند مشکلات شما با رئیستان، آماده شدن یا نگرانی برای عروسی فرزندتان ) می تواند ناراحت کننده باشند . اما به خاطر داشته باشید که این نیروی خارجی نیست که مهم می باشد بلکه واکنش داخلی شما به آن اهمیت دارد . شما نمی توانید تمامی حوادث خارجی زندگی خود را کنترل کنیدولی شما می توانید روش کنترل احساسی و روانی آن ها را تغییر دهید. در اینجا برخی از راه های مطلوب کنار آمدن با آنها ذکر شده اند:

     15 تا 20 دقیقه در روز را به آرامی و ساکت بنشینید، عمیقا نفس بکشید و در مورد یک تصویر آرامش بخش فکر کنید .

 سعی کنید چیزهایی راکه نمی توانید تغییر بدهید را بپذیرید . ضروریŸ نیست که شما همه مشکلات زندگی خود را حل کنید. در مورد مشکلات خود صحبت کنید و به جای شرایط بد به موارد خوب فکر کنید .

 به طور منظم درŸ فعالیت های جسمانی شرکت کنید . آنچه را که از آن لذت می برید انجام دهید . قدم زدن، شنا ، دوچرخه سواری یا دویدن به منظور فعالیت عضلات بزرگ مناسب می باشند. خارج نمودن تنش ها از بدنتان سبب می شود که احساس بهتری داشته باشید .

 

 

 

 

من چگونه می توانم زندگی آرامتری داشته باشم ؟

 در مورد چیزهایی که ممکن است شما را ناراحت کنند، فکر نکنید . ازŸ برخی چیزها اجتناب کنید . مثلا وقت کمتری را با افرادیکه شما را ناراحت می کنند، سپری کنید و یا از رانندگی در ساعات اوج ترافیک پرهیز کنید .

 در مورد مشکلات فکر کنید و سعی کنید آنها را حل کنید . شما میŸ توانید با رئیس خود در مورد مشکلات محل کار صحبت کنید، اگر سگ همسایه شما برای شما مزاحمت ایجاد می کند با وی صحبت کنید و زمانی که کارتان زیاد است از کسی کمک بگیرید .

 روش مواجهه با شرایط دشوار را تغییر دهید. مثبت باشید و نه منفیŸ .

 یاد بگیرید که بگویید «نه». زیاد فکر نکنید. جهت انجام امور بهŸ خودتان وقت بیشتری بدهید .

 

  

تهیه و تنظیم :
واحد پیشگیری و آموزش همگانی مرکز قلب تهران
دکتر اکبر نیک پژوه
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 10:2  توسط لویمی-کریم  | 

تیپ شخصیتی مهرورز
اين شخصيت ، يک شخصيت متعالي و کمال يافته است . او نيز بسيار مهر مي ورزد ، اما مهر بي دريغ . براي مهري که به ديگران مي ورزد ، بازگشت و تاوان نمي خواهد . مهر نمي دهد تا سرويس يا خدمات بگيرد . مهر نمي دهد تا تاييد و تشويق بگيرد . او فقط مهر مي دهد تا مهر داده باشد و از آن لحظه ي مهردادن خود لذت مي برد . اين فرد از درون غني است . از آنجايي که از عشق و مهر ، نسبت به خود اشباع شده است ، حال ، عشق و مهر اضافي خود را بي دريغ به پاي ديگران مي ريزد . اما يک فرد «مهرطلب» ، از آنجايي که خودش را خوب دوست ندارد و همواره خود را سرزنش مي کند ، عزت نفس و اعتماد به نفس خود را به شدت کاهش مي دهد و فاصله ي عزت نفس خود را با ديگران ، با چاپلوسي پر مي کند ...

اين فرد در شرايط حاد بيماري ، اگر در شرايطي قرار گيرد که احساس کند ديگري نسبت به او برتري هايي دارد ، بي اختيار خود را کوچک کرده و يا تسليم او مي شود و اغلب ، در مقابل ديگران ، احساس حقارت مي کند . در نهايت ، فردي مردم گريز مي شود ؛ زيرا آنچه از مهر و خدمات داده را هرگز دريافت نکرده است .
گاهي «مهرطلب» ، خود را خدمت گذار همه مي داند و اسم آن را عشق ، محبت و دوست داشتن مي گذارد . مفهوم عشق و دوست داشتن براي او تسليم بي قيد و شرط است ولي پس از مدتي که از طرف مقابل ، همين نوع رفتار را نديد ، به هم مي ريزد و به اين باور مي رسد که پس او مرا دوست ندارد ؛ زيرا تسليم بي قيد و شرط من نيست .
فرد «مهرطلب» از هر گونه زورگويي و قلدري از جانب خود متنفر است و هميشه به عفو و بخشش اصرار مي ورزد ؛ اما از ضعف خود مخفيانه رنج مي برد (نوعي تناقض دروني) . عفو و بخشش خود را نجابت فطري مي داند ، ولي به مرور به آنجايي مي رسد که شايد از روي ترس يا کمي اعتماد به نفس ، مي بخشيده و گذشت مي کرده است و دوباره دچار نوعي تضاد و تعارض دروني مي گردد .
فرد «مهرطلب» ، اغلب صفت هاي خود را به نقاط قوت اخلاقي تعبير مي کند و به وجود آنها مباهات مي کند . با اين حال ، وقتي به او زور گفته شود ، آزرده خاطر مي گردد . در اعماق وجودش ، مي خواهد متجاوز را تنبيه کند و حق خود را بگيرد ، ولي بلافاصله نيرويي ، او را از عکس العمل پرخاش و درگيري بازمي دارد .
 افراد «مهرطلب» ، حتي اگر مزه ي آزادي را هم بچشند ، باز به همان قفس و بند خود ، بازمي گردند ؛ زيرا افرادي بسيار وابسته هستند .
«مهرطلب» از رد يا قبول خواهش ديگران ، رنج مي برد (يک تضاد رواني دروني) . از اين که قادر به رد خواهش هاي بي جا نيست ، خود را به شدت ملامت مي کند (سرزنش خود) و دچار احساس حقارت و خودکوچک بيني مي گردد ؛ اما از انجام آنچه که بر او تحميل مي شود نيز به شدت خشمگين مي گردد (سرزنش ديگران) .
به دام مواد ، الکل ، سيگار و فحشا افتادن نيز از همين شخصيت مي آيد که نمي تواند خواهش يا خواسته ي کسي را رد کند .
از آنجايي که اين شخصيت از نيازمند بودن او به وجود مي آيد ، نياز دارد تا وقت ، پول و کار خود را صرف ديگري و يا ديگران کند ؛ زيرا رد کردن خواهش ديگران را نوعي خودخواهي دانسته و با آن ، دچار احساس گناه مي گردد .
اين تضاد بطور عيني در مورد اهانت نيز وجود دارد ؛ اگر اهانت کسي را بي جواب گذارد ، از عدم شهامت خود ، شرمسار مي گردد و در باطن ، خود را حقير و خردشده مي يابد ؛ ولي اگر اهانت و توهين او را با اهانت پاسخ گويد ، خود را خشن ، بي ادب و نفرت انگيز مي انگارد . خلاصه هر عملي که خلاف صحبت ديگران باشد ، در او ايجاد احساس گناه و تقصير مي کند ؛ بنابراين بهتر مي داند که کوتاه بيايد و از حق خود بگذرد تا ديگري آسيب و آزار نبيند .
از آنجايي که در هر فرد ، مي تواند سه نوع «خود» تصور کرد : «خود اصلی» ، «خود ایده آلی» و «خود فعلی» . فرد «مهرطلب» در خود ایده آلی خود ، این صفت ها را می بیند : فداکاری ، مساعدت به غیر ، نوع دوستی افراطی ، عفو و اغماض نسبت به تعدی و ظلم دیگران ، عدالت خواهی ، مهربانی ، رنج طلبی و کلیه ی این صفت ها را در زیرمجموعه ای به نام عشق و محبت دسته بندی می کند و مبارزه با آنها و خلاف جهت آنها حرکت کردن را گناهی نابخشودنی می پندارد ؛ ولی تمام این ها از آنجایی می آید که وجود او از مهر ، تهی است . او تشنه ی محبت بوده و دائم در تلاش است تا این جام خالی وجود را با گدایی محبت از دیگران پر کند .
شخصیت عزلت گزین و گوشه گیر :
این فرد با شخصیت عزلت گزین و عزلت نشین پیر خرابات تفاوت دارد . پیر خرابات ، فردی متعالی و کمال یافته است که به گوشه ای پناه می برد تا مناجات کند . به خود ، خلقت خود و به قدرت آفریدگار خود می اندیشد ، مراقبه می کند و در چند و چون کائنات و خلقت آنها و . . . به تفکر می پردازد ؛ اما شخصیت عزلت گزین و گوشه گیر با او متفاوت است . او فردی منزوی و مردم گریز است .
این شخصیت چگونه به وجود می آید :
1) در کودکی مهر ناب نگرفته ، حتی خدمات و سرویس هم نگرفته ؛ توجه و محبت کافی هم نگرفته ، هرگز تایید یا تشویق هم نشده ، هدیه هم نگرفته و در اصل ، دیده نشده است .
2) خودباوری ، اعتمادبه نفس و احترام به خود یا عزت نفس نیز در او شکل نگرفته است .
3) از آنجایی که دیگران ، او را هرگز ندیده اند ، او نیز خود را هرگز نمی بیند و خوب هم دوست ندارد ؛ زیرا به هیچ وجه دوست داشتن را نمی شناسد .
حال او به روند زندگی خود ادامه می دهد تا به یک فرد مهرطلب برسد که البته این فرد را خداوند در زندگی او قرار می دهد تا کمبودهایش مرتفع گردد . پس یک فرد مهرطلب ، همواره یک فرد عزلت گزین و منزوی را به مرور در مقابل خود می سازد . با زیادی مهر دادن ، سرویس دادن ، خدمت دادن ، ساکت ماندن و تحمل کردن . . . و از آنجایی که فرد عزلت گزین یا منزوی از کودکی توجه ، سرویس یا محبت نگرفته ، خراب ، لوس ، بدعادت ، زورگو و تحکم گر می شود ؛ زیرا به هیچ وجه بلد نیست پاسخ محبت را چگونه باید بدهد و از آنجایی که فرد مهرطلب ، او را از مهر و سرویس سیراب می کند ، او از مهر اشباع شده و از جمع ، فراری می گردد ؛ زیرا دیگر نیاز ندارد تا مهر بیشتری از خود و دیگری بگیرد . او سیر است ؛ گاهی نیز آنقدر او مهر (که البته مهر ناب و بالغ نیست ، بلکه مهر نابالغ است) اشباع می گردد که خود فرد مهرطلب را نیز پس می زند . (باید اضافه کنم که اگر مهر ، ناب باشد ، همان می شود که «از محبت خارها گل می شود» ولی این چون مهر ناب نیست ، خرابی به بار می آورد .)
حال ، او فردی مردم گریز می شود ؛ بیرون نمی رود ؛ به مهمانی نمی رود ؛ مهمانی نمی دهد ؛ مسافرت نمی رود ؛ اغلب در جمع ، زود خسته می شود ؛ تنهایی و در خانه ماندن را دوست دارد . توجهی به بیرون از خود و به خصوص فرد مهرطلب طرف مقابل خود نداشته ، از او انتقاد کرده و همواره حال او را خراب می کند . این فرد ، بسیار زورگو می شود و حال ، فرد مهرطلب مقابل او برای هر کاری باید از او اجازه بگیرد که البته این نقش را هم خود فرد مهرطلب به او داده است و با اجازه گرفتن های بی جا و وابسته بودن های شدید ، این حق را برای طرف مقابل عزلت گزین خود به وجود آورده است .
از آنجایی که این فرد ، مهر نگرفته و جام وجودش از مهر تهی است ، بلد نیست تا مهر بدهد . از آنجایی که هرگز تاییدی نگرفته و فقط انتقاد گرفته ، بلد نیست کسی را تایید کند . او تنها کاری که خوب ، بلد شده است ، انتقاد کردن است و از آنجایی که هرگز هدیه ای نگرفته ، نمی داند در مقابل دیگران ، چه عکس العمل درستی از خود نشان دهد ؛ بنابراین امکان رد کردن هدیه و محبت دیگران ، از جانب او بسیار زیاد است ؛ زیرا سعی می کند تا هر منتی را از سر راه خود بردارد و بیش از این ، خوار و حقیر نگردد .
گاهی نیز این فرد در گذشته بسیار مهرطلب بوده است . بسیار مهر کرده و هرگز مهری نگرفته و کم کم به گوشه ای انزوا کشیده شده است ؛ ولی همین شخصیت عزلت گزین و منزوی که در مقابل فرد مهرطلب به اینگونه عمل می کند ، در جایی که به او توجهی نشود ، مهری داده نشود ، تاییدی داده نشود ، خود بسیار مهرطلب و سرویس دهنده می گردد . چقدر در اطراف خود ، افرادی دیده ایم که به پدر و مادر و اعضای خانواده ی خود ، کم توجه و حتی بی توجه و بدون مهر عمل می کنند . حال آنکه با همسر خود ، بسیار مهرطلبی می کنند و یا برعکس ، افرادی که به همسر و یا فرزندان خود کم توجه و بی مهر هستند ، ولی به پدر ، مادر ، خواهر و برادرهای خود بسیار وابسته اند . انسان ها از هر کس توجه زیادی بگیرند ، او را پس می زنند . پس نگاهی به خودمان کنیم تا ببینیم کجای کار ایستاده ایم و چگونه  به دست خود و با رفتارهای غلط خود داریم خود و دیگران را ویران می سازیم .
راه حل :
فرد مهرطلب باید از مهرطلبی خود بکاهد ؛ سرویس و خدمات را کم یا قطع کند ؛ توجه زیادی را از فرد عزلت گزین بردارد ؛ ولی بجای آن ، به او مهر ناب و عشق بدون دریغ بدهد تا سیراب گردد و به دنبال گدایی محبت از دیگران نیفتد ؛ ولی تنها راه آن ، این است که ابتدا خود را خوب دوست داشته و باور بداریم ؛ به خود احترام بگذاریم ؛ خود را محترم بشماریم ؛ برای خود وقت بگذاریم و به سلامت و بهداشت خود رسیدگی کنیم تا امواج مان از مهرطلبی به مهرورزی تبدیل گردد . این امواج خوب می دانند که چگونه اوضاع را سامان دهند .
یادمان باشد که فرد مهرطلب ، دو کار را باید ترک کند :
1) کوتاه آمدن ، ساکت ماندن ، تحمل کردن در مقابل دیگران و بعد به خشم رسیدن و پس از آن ، این خشم را به خانه و کاشانه ی خود آوردن و همه چیز را ویران کردن .
2) توجه بیش از حد به اطرافیان در مهمانی ها و کم توجهی به اعضای خانواده ی خود ؛ خواه پدر و مادر باشند و یا همسر ، فرزندان ، خواهران و برادران ؛ زیرا این افراد در این شرایط ، کم می آورند ؛ بنابراین از جمع ، فراری می شوند ؛ زیرا همیشه در جمع ، مورد بی توجهی شما قرار می گیرند .
و باز یادمان باشد که هر واکنش نامتعارف و نابه هنجاری که در هر سنی از ما بروز کند ، به علت اختلال ها و ناهنجاری هایی است که در دوران کودکی برای مان اتفاق افتاده است ؛ پس مراقب باشیم تا با رفتارهای نا به هنجار خود ، کودکان مان را به ناهنجاری سوق ندهیم . ما آیینه ی آنان هستیم ؛ آنان از ما می آموزند و بطور دقیق اجرا می کنند .
خوب است بدانیم که سه تیپ شخصیتی مانند سه رنگ اصلی هستند و در وجود ما هر سه این رنگ ها وجود دارند (رنگ ها = نقاب ها) و ما همواره در برخورد با دیگران ، یکی از آنها را شدیدتر بروز می دهیم ؛ پس رفتارهای ماست که رفتار طرف مقابل ما را می سازد و رفتارهای دیگران است که رفتار کنونی ما را می سازد .
باشد تا در کنار هم ، انسان هایی سالم تر ، خانواده هایی سالم تر ، جامعه ای سالم تر ، کشوری سالم تر و در نهایت ، دنیایی سالم تر بسازیم .
ولی یادمان باشد که ما انسان ها همیشه از راه نقطه ضعف های مان امتحان می شویم و اگر آن ها را برداریم ، مشکل نیز خود به خود از میان می رود . یک فرد عزلت گزین آمده است که فرد مهرطلب و برتری طلب را به کمال برساند و از مهرطلبی و برتری طلبی برهاند و فرد مهرطلب مقابل او نیز به زندگی او آمده تا کمبودهای عاطفی و احساسی او را جبران سازد ؛ بنابراین با شرایطی که در آن دست و پا می زنیم ، نجنگیم ؛ چون راه به جایی نمی بریم ، بلکه روی نقطه ضعف های خود کار کنیم و آن را مرتفع سازیم با مشکل ، خود به خود از سر راه ما برداشته شود .

 

منابع :یحیوی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 16:20  توسط لویمی-کریم  | 

نوجوانی دوره ای است که در آن دانش آموز بیش از هر زمان دیگر نیاز به راهنمایی و مشاوره دارد. نوجوان ضمن مشورت با اولیا و مربیان، دست کم باید بداند که چگونه خود را بهتر بشناسد و از برخوردهای زیان بخش در محیط خانه و مدرسه پرهیز کند.

" چهار راه نوجوانی"، روایتگر تجربه های اولیا و مربیان است که به ندرت فرصت می یابند فنونی را که طی سال ها در خویش درونی ساخته اند، بررسی کرده، به روشنی در باره آن سخن بگویند.

"چهار راه نوجوان" با توجه به تجربیات معلمان و مشکلاتی که اولیا با آن مواجه بوده اند، نوشته شده است.

بدیهی است که خلاقیت و ابتکار فردی معلمان و اولیای خانه، با توجه به تفاوت های فردی کودکان و نوجوانان، نقش سازنده ای در امر مشاوره خواهد داشت.

گوشه گیری، کمرویی و انزوا طلبی چیست؟

گوشه گیری، کم رویی و انزوا طلبی عارضه ای است که باعث می شود کودک و نوجوان از برقرار کردن ارتباط با افراد و محیط خارج دوری کنند. این کودکان و نوجوانان نوعاً با تقلیل یافتن علایق ذهنی و عاطفی نسبت به اطرافیان خود از داشتن دوستان نزدیک و صمیمی محروم اند. نوجوانی که کم رو و گوشه گیر است، معمولاً از حضور در فعالیت های جمعی سرباز می زند و فقط با تک دوست خود که نوعاً به او بسیار وابسته می شود اوقات خود را سپری می کند.

رفتار کم رویی و انزواطلبی ، یکی از رفتارهای نسبتاً شایع است که فرد را به شدت آزار می دهد و اگر درمان نشود نوجوان را به سمت و سوی مشکلات دیگری مثل عدم اعتماد به نفس، افسردگی، اضطراب و زود رنجی سوق خواهد داد. عدم احساس توانمندی و کمی عزت نفس و نیز ناتوانی در بروز احساسات، بیان افکار و نظریات، خود باعث جدایی فرد از فعالیت های گروهی است.

علل گوشه گیری و کم رویی عبارت اند از:

1- محرومیت از محبت خانواده

2- نقص عضو یا بیماری های جسمی و فیزیولوژیک

3- اختلال در گوش و تکلم

4- شکست های متعدد و تحقیر شدن کودک در برابر جمع

5- عدم امنیت روانی در محیط خانه و مدرسه و فشارهای روانی مستمر

6- تنبیه، توبیخ و سرزنش کودک و نوجوان توسط والدین و به ویژه محرومیت از عواطف مادر

7- کنترل شدید تربیتی و سخت گیرهای وسواس گونه و غیر منطقی

برای پیش گیری و درمان گوشه گیری و کم رویی می توان شیوه های زیر را به کار بست:

1- حمایت های عاطفی در جهت تقویت اعتماد به نفس در نوجوان.

2- واگذاری مسئولیت های مناسب با توجه به میزان توان جسمی و ذهنی نوجوان.

3- قرار ندادن نوجوان در موقعیت هایی که تجربه های شکست را به دنبال دارد.

4- تشویق و زمینه سازی حضور نوجوان در فعالیت های جمعی و گروهی.

5- ایجاد آمادگی لازم برای جرئت ورزی در ابراز عقاید و بیان نظریات خود و نیز پذیرش نظریات مخالف از طرف دیگران

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم تیر 1389ساعت 16:3  توسط لویمی-کریم  | 



تنبیه در هنگام خشم ، اصلاح نیست بلکه انتقام است . مونت نین


موفقیت برای اشخاص کم ظرفیت مقدمه گستاخی است . ضرب المثل ایتالیایی






نادانی ، خودخواهی به بار می آورد . ارد بزرگ



کسیکه فقط یک دین را می شناسد دین دار نیست . ماکس مولر



آدمی ساخته‌ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می‌اندیشیده است . مترلینگ



اگر دریچه های ادراک شسته بودند،انسان همه‌ چیز را همان گونه که هست می‌دید:بی‌انتها . بلیک



برای آنکه تاریخ تا ابد دروغ باشد کافی است که یک نفر حقایق را کتمان کند . میشله



آنانیکه همیشه در آرامش هستند لاابالی ترین آدمهایند . ارد بزرگ




هر شکست لااقل این فایده را دارد که انسان یکی از راههایی را که به شکست خوردن منتهی می شود را می شناسد. لاورنس


همیشه کسانی از زندگی شکایت می کنند که چیزهای غیر ممکن خواسته اند . رنان



نو آوری نتیجه خواست و تلاش ماست نه رخدادهای ناگهانی . ارد بزرگ



بشریت آنقدر که از فکر حوادث ناراحت می شود ، از خود آن حوادث زحمت نمی بیند . مونتی



جریان زندگی چیزی جز مبارزه میان عاطفه وعقل نیست . مارک تواین


سیاست، هنر به دست آوردن پول از ثروتمندان و رای از فقرا به بهانه حفاظت هرکدام از این دو دسته از دیگری می باشد . اسکار آمرینگر


انسان بر اثر نداشتن حوصله کارش به طلاق می کشد و بر اثر نداشتن حافظه دوباره ازدواج می کند . مارسل گرانشو



آزادی این نیست که هرکس هرچه دلش خواست بکند ، بلکه آزادی حقیقی قدرتی است که شخص را مجبور به انجام وظایف خود می کند . ماکدونال


تواضع بی جا آخرین حد تکبر است . لابرویر



صاحبان اخلاق، روح جامعه خود هستند . امرسون










همه ادعای رفاقت می کنند ، اما کسی که که آن را ثابت می کند رفیق حقیقی است. ماکسیم کورگی



سرزمین روان ما بسیار بزرگتر و باشکوه تر از جهان پیرامون ماست . کسانی را  بدان راه دهیم  که سزاوار آن باشند .  ارد بزرگ



تمام چیزى که خدا از بشر مى خواهد یک قلب آرام است . میستر اکهارت



انسان ها به نسبت هر ظرفیتی که برای کسب تجربه دارند عاقلند نه به نسبت تجاربی که اندوخته اند . برنارد شاو



مردان بزرگ همچون کوه اند که هر چه از آن ها دورتر می شویم عظمت آن ها بیشتر آشکار می گردد . لرد جوی



نمی گویم دستخوش هیجان نشو، اما خودت را به آتش هیجان ها نسوزان . مثل انگلیسی



مردان بلند نام و با افتخار هرگز نمی میرند زیرا که گوهرشان قلوب نسل های آینده است . توسیدید



بدن ایستگاه روان نیست. بدن هدیه و ابزار روان است . ارد بزرگ



مردان شجاع فرصت می آفرینند ترسوها و ضعفا منتظر فرصت می نشینند . گوته



مرد خشمگین پر از زهر است و زندگی را زهرآگین می کند . کنفوسیوس



بسیاری از ستیز ها ، برآیند دردها و گریه های دوران خردسالی ست . ارد بزرگ



مرد عاقل کسی است که کم گوید و زیاد شنود . سقراط



مرد اصیل اگر ذلیل بشود رذیل نمی شود . رومن رولان



مرد کامل آن است که دشمنان از او در امان زیست کنند نه آن که دوستان از او هراسان باشند . سقراط



رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی . ارد بزرگ



علم از خطا مبراست و لکن علما همواره خطا می کنند. آناتول فرانس



علم بدون تکامل اخلاقی خطرناک و نابود کننده است . هالی تربون



گسستن دو همسر می تواند خاندانی را از هم بپاشد . ارد بزرگ



خوشبختی یعنی هماهنگی با حوادث روزگار . فلوبر



داشتن پشتکار ، تفاوت ظریف بین شکست و کامیابی است. سارنف



رازها در هنگامه شادی و بازی آدمی است . نکته فراموش شده جهان اندیشه ، تعریف درست این حالت هاست .  ارد بزرگ

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم تیر 1389ساعت 14:46  توسط لویمی-کریم  | 

 

آيا تا به حال فكر كرده‌ايد كه در طول روز چند بار مي‌خنديد؟ نكند شما از آن دسته آدم‌هاي جدي هستيد كه براي حفظ ابهت هم كه شده بيشتر وقت‌ها جلوي خنده‌تان را مي‌گيريد؟ آيا مي‌دانيد كودكان در طول روز به طور متوسط 300 تا 400 بار مي‌خندند اما متاسفانه اين امر در مورد افراد بالغ و بزرگسال 17 تا 18 بار است. اين تفاوت به خوبي نشان مي‌دهد كه خنداندن بزرگ‌ترها چقدر سخت است. براي كودكان ساده‌ترين مسائل كه برخلاف تصور و ذهن آنهاست آنها را به خنده وا مي‌دارد در حالي كه بالغين به خاطر مشكلات و مسائل روزمره زندگي ممكن است به راحتي خنديدن را روزها فراموش نمايند.
زندگي ماشيني امروزي اگرچه به نظر مي‌رسد بسياري از مشكلات را حل كرده است اما در واقع نه‌تنها صرفه‌جويي در وقت را باعث نشده بلكه اضطراب‌ها و نگراني‌ها را افزايش داده است. زنـدگـي در شـهـرهـاي بـزرگ هـزاران مـشكل و دل‌نگراني كمبود وقت را نيز براي شهرنشينان به ارمغان آورده به طوري كه ديگر فرصتي براي توجه به بهداشت روح و روان و سلامت ذهن ندارند.
خنديدن از جمله حالات روحي است كه نه تنها وسـيـلــه‌اي بــراي ســلامــت ذهـن و روان بـلـكـه دستمايه‌اي براي سلامت بدن نيز خواهد بود شايد به همين علت است كه مي‌گويند خنده بر هر درد بي‌درمان دواست. ما از بسياري از اثرات مفيد خنده مطلع نيستيم كه شايد با آگاهي از اين مزايا بيشتر از اين نعمت استفاده نماييم.   

خنده روي سيستم‌ها و ارگان‌هاي مختلف بدن تاثير دارد و موجب شادابي و تقويت بسياري از ارگـان‌هـا ‌مي‌شود. به هنگام خنديدن عضلات بسياري شركت مي‌كنند و دچار انقباض مي‌شوند. اين عضلات تنها شامل عضلات صورت نيست، بلكه عضلات شكم، تنه، ديافراگم و حتي عضلات تنفسي نيز در خنديدن شركت دارند. 15 عضله صورت شامل ماهيچه‌هاي دهان، بيني، گونه‌ها و اطراف چشم خنده را بر لبان شما مي‌آورند. ازجمله اين ماهيچه‌ها مي‌توان به عضلات حلقوي دور چشم‌ها اشاره كرد كه كشش اين عضلات ممكن است منجر به جاري شدن اشك از چشم‌ها شود. از جمله عضلات صورت نيز كه عملكرد اصلي را در ايـجـاد حالت خنده در صورت بر عهده دارند عضلات گونه‌اي بزرگ هستند كه باعث بالا رفتن گوشه دهان و ايجاد حالت دهان مي‌شود در اين ميان عضلات حلقوي دهان نيز نقش عمده‌اي در ايجاد حالت خنده ايفا مي‌كند. اين انقباضات باعث ماساژ عضلات گرديده و شادابي پوست اين مناطق را باعث مي‌شود و از طرفي از بروز چين وچروك جلوگيري مي‌كند.

آرامش و تمركز را از خنده بخواهيد

اصل و اساس خنده يك واكنش حركتي است كه اعصاب خودكار سمپاتيك نيز در وقوع آن دخالت دارند. خنديدن بر سلول‌هاي مغزي و سيستم عصبي بدن تاثير مي‌گذارد و موجب فعاليت بيشتر نيمكره‌هاي مغزي و بهبود تمركز و گيرايي فرد مي‌شود. تحقيقات نشان داده‌اند كه خنديدن به علت آرامشي كه ايجاد مي‌كند ذهن فرد را براي يادگيري و آموختن آماده كرده و قدرت حافظه را تقويت مي‌كند. اين‌كه در هنگام خنديدن چه اتفاقي مي‌افتد پيچيده به نظر مي‌رسد. در واقع اين حالت كه رها شدن انرژي بدن است. با يك محرك آغاز گرديده و از طريق قسمتي از مغز مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. اين قسمت تجزيه‌گر مغز در قسمت لوب راست پيشاني واقع شده است سپس از طريق راه‌هاي عصبي پاسخ مغز به محرك هدايت گرديده و خنده ايجاد مي‌شود. خنده از 2‌‌بخش اصلي تشكيل شده است كه يكي شامل انقباض و حركت عضلات و اندام و ديگري توليد صدا است كه از طريق مدارهاي عصبي اين 2 بخش به طور همزمان هدايت و رهبري مي‌گردد.

با هورمون‌هاي استرس‌زا خداحافظي كنيد

به هنگام خنديدن دستگاه غدد درون‌ريز بدن نيز تحت تاثير قرار گرفته و ترشح هورمون‌ها تغيير مي‌كند. هورمون‌هاي استرس‌زا همچون آدرنالين، كورتيزول و دوپامين به هنگام شرايط اضطراب و نگراني افزايش مي‌يابند در زمان خنديدن ترشح‌شان ايـن كـاهش مي‌يابد و در عوض هورمون‌هاي نشاط‌آوري چون سروتونين بيشتر توليد مي‌گردند و همين تغيير در ترشح هورمون‌ها به فرد نشاط و شـادابـي را هديه مي‌كند. از طرفي ترشح مواد واسطه‌اي همچون كاتكول امين و اندورفين‌ها نيز افزايش مي‌يابد. محققان اثرات مثبت خنده بر سيستم عصبي بدن و بسياري از ارگان‌ها را به ترشح اين واسطه‌ها نسبت مي‌دهند. روانپزشكان معتقدند كه كاهش اين واسطه‌هاي عصبي در بدن سبب بروز انواع بيماري‌هاي رواني مانند افسردگي شديد مي‌شود.

راهي نزديك‌تر براي لاغر شدن هم داريد

هنگام خنده ضربان قلب افزايش پيدا مي‌كند و اين امر سبب بهبود گردش خون و خونرساني بهتر بـه همه قسمت‌هاي بدن مي‌شود. اين افزايش خونرساني به سلول‌ها و بافت‌ها موجب اكسيژن رساني و رساندن مواد غذايي بيشتر به سيستم‌ها شده و همين امر موجب افزايش سوخت‌وساز و متابوليسم بدن مي‌شود. از طرفي تقويت عضلات شكمي و بهبود وضعيت سيستم گوارشي را سبب مي‌شود. حتي مشخص شده است كه خنده موجب بـيـشتر شدن فعاليت ارگان‌هاي بدن چون كبد مي‌گردد. افزايش سوخت و ساز در زمان خنديدن محققان را بر بررسي اثرات آن بر قند و چربي خون راغب كرده است به طوري كه اثرات كاهش‌دهنده خنده بر ميزان كلسترول و قند خون در برخي تحقيقات گزارش شده است.
بنابراين چنانچه قصد گرفتن رژيم و لاغر شدن داريد مي‌توانيد در كنار رژيم از خنديدن هم براي كاهش وزن استفاده كنيد.

با خنديدن سالم بمانيد

وقتي شما مي‌خنديد هواي تازه بيشتري را وارد بدن مي‌نماييد. اين روند سيستم تهويه بدن شما را تقويت كرده و از طرفي موجب پاك شدن راه‌هاي هوايي شما از ترشحات مي‌شود.
خنده موجب تقويت سيستم ايمني بدن نيز مـي‌شـود بـه هـنـگـام خنديدن ايمونوگلوبولين‌ها خصوصا نوع گاما و آلفا بيشتر ترشح مي‌شوند و سلول‌هاي دفاعي بدن همچون گلبول‌هاي سفيد تقويت مي‌گردند؛ از اين‌رو خنده را در درمان زخم‌ها و بهبود درد مفيد مي‌دانند.
خنديدن را در درمان بسياري از بيماري‌ها مفيد مي‌دانند و روند درمان تعداد زيادي از از بيماري‌ها با خنديدن تسريع مي‌شود از جمله اين بيماري‌ها مي‌توان به بيماري‌هاي قلبي، ديابت، التهاب مفاصل، روماتيسم، زخم معده و آلرژي اشاره كرد حتي خنديدن را در كاهش فشار خون مفيد دانسته‌اند.
كارشناسان بيان مي‌كنند كه طول زمان خنديدن نيز بر سلامت بدن موثر بوده و بهبودي و شادابي بيشتري را در پي خواهد داشت.

خنده، هواي روح و روان شما را هم دارد

عـلاوه بـر تـاثـيـرات مـفـيـدي كـه از خـنـديـدن برسلامت جسم و تن برشمرديم اثرات رواني و ذهني آن نيز نبايد دور از نظر قرار گيرد. اصل و اساس خنده در واقع واكنشي است كه هيجانات فرد را تـخـلـيـه كرده و سطح انرژي را بالا مي‌برد. همان‌طور كه به هنگام ناراحتي گريه كردن موجب آرامش مي‌شود خنديدن نيز با اثرات مثبتي كه براي ذهن به بار مي‌آورد در بهداشت روان و سلامتي روح نقش موثري را ايفا مي‌كند. از طرفي خنديدن موجب افزايش اعتماد به نفس فرد مي‌شود چرا كه مـشـخـص شـده اسـت افـراد بـيشتر تمايل دارند خنديدن در جمع را تجربه كنند تا در تنهايي و خلوت. بنابراين خنديدن موجب احساس راحتي در فرد شده و اتكا به خود را بالا مي‌برد.
خنديدن موجب بهبود روابط فرد با ديگران شده و صميميت بين افراد در يك جمع افزايش مي‌دهد و در واقع وسيله‌اي جهت برقراري رابطه در جمع به حساب مي‌آيد و علاوه بر تاثيرات فردي بسيار، آثار مثبت اجتماعي زيادي را براي فرد در پي خواهد داشت. پس براي سلامت و جسم و شادابي روح، خنديدن درست و مناسب را هر روز و هر روز تمرين كنيم و آن را به ديگران هم يادآوري كنيم.

 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم تیر 1389ساعت 8:34  توسط لویمی-کریم  | 

 

بیمار مبتلا به پارانویا دائم به این فکر است که دیگران در صدد تجاوز به حریم و یا صدمه زدن به او هستند.
پارانویا، در تعریف عام آن، حالتی است که شخص در آن با اهمیت فوق العاده و خارج از اندازه ای که به سلامت جانی و مالی خود میدهد، خود را شکنجه میدهند. این گونه از افراد مدام در این فکر هستند که عواملی انسانی، طبیعی یا ماورا طبیعی خودشان، دارایی و افراد خانواده شان را تهدید میکنند و همه، در فکر توطئه چینی بر ضد آنها هستند.

امیل کریپلین (Emil Kraepelin 1929-1856) روانشناس آلمانی، در تلاش اولیه خود برای دسته بندی بیماریهای روانی، از اصطلاح پارانویای مطلق برای شرح حالت روانی ای استفاده کرد که توهم، جزء اصلی آن باشد اما این توهم هیچ صدمه و زوال آشکاری به سلامت عقل شخص وارد نکند و نشانه بیماریهای دیگری چون جنون زودرس (یا dementia praecox) ، که اصطلاح قدیمی بیماری شیزوفرنی است، در آن نباشد.

پارانویا، در معنای اصیل یونانی خود، به معنای دیوانگی است (پارا para = خارج و نوس nous = عقل). کریپلین با استفاده از این ریشه لغوی، نامی برای تشخیص افکار توهمی به وجود آورد.

بنا به تعریف او هرگونه افکار توهمی، بدون احساسات خودآزارانه، در این دسته میگنجند. برای مثال کسی که دچار این توهم شده است که یک شخصیت مهم سیاسی یا ادبی است، میتواند در دسته مبتلایان به پارانویای مطلق بگنجد.

هرچند که اصطلاح پارانویای مطلق دیگر چندان استفاده ندارد و اصطلاح اختلال توهم یا Delusional disorder جایگزین آن شده است اما جدیدا، از این لغت برای شرح حالتی به کار میرود که شخص مبتلا به آن، از توهمات خود بسیار آزار میبیند زیرا

1- این شخص تصور میکند که صدمه یا حادثه آزار دهنده در حال رخ دادن است یا قرار است رخ دهد.

2- شخص تصور میکند که شخصی قصد آزار و صدمه رساندن به او را دارد.

مثالهایی از پارانویای بالینی
به طور کلی و با استفاده بی قید و شرط از اصطلاح پارانویا، میتوانیم بگوییم توهمات پارانویید میتوانند شامل مواردی چون اینکه شخص تصور میکند تحت تعقیب است، مسموم شده است یا شخصی بسیار مهم (مانند یک شخصیت سینمایی، سیاسی یا ورزشی)، دورادور عاشق اوست. چنین توهماتی به عنوان جنون جنسی نیز شناخته میشوند.

توهمات پارانویید معمول دیگر شامل این باور است که شخص خود را مبتلا به بیماریی تخیلی یا آلودگی انگلی میداند، یا اینکه باور دارد ماموریتی ویژه داشته و یا اینکه برگزیده خداوند است، یا اینکه اعمال وی توسط نیرویی خارجی کنترل میشود.

بسیاری از حکام مستبد، به پارانویا مبتلا بوده اند. برای مثال استالین (Stalin) نمونه بارزی از شخص پارانویید بوده است. این مورد میتواند سوال خوبی را به وجود بیاورد که در مورد استالین، در واقع دشمنان زیاد او توهم نبودند.

آیا این ممکن است که داشتن دشمنان زیاد، برای ابتلا به پارانویا کافی نیست؟ این مبحث، موجب بروز مباحث فلسفی فراوانی شده است که به این لطیفه نیز منجر شده است:

" اینکه تو پارانویا داری دلیل نمیشود که کسی آن بیرون نخواهد تو را بکشد."

بروز پارانویا در فرهنگ عمومی
در فرهنگ عامه امروز، پارانویا اشکال و روشهای مختلفی برای ابراز خود پیدا کرده است از جمله :

• اعتقاد به اینکه قدرت خاصی دارند یا در یک ماموریت مخصوص هستند (هذیان عظمت)
• تئوری ئوطئه یا اعتقاد به اینکه اخبار و وقایع کاملا نامربوط، درواقع اجزا یک نقشه بزرگ و توطئه آمیز هستند.
• تعقیب شدن توسط دشمنان قدرتمندی چون تروریستها، بشقاب پرنده، سازمانهای مخفی یا شیاطین
• کنترل افکار توسط اشعه نامرئی و دستگاههای پیشرفته
• ترس از مسموم شدن و اعتقاد به اینکه بعضی مواد غذایی اصولا برای مسموم کردن بشر ساخته شده اند (مانند قند مصنوعی و آبهای معدنی)

درمان پارانویا
درمان پارانویا بیش از هرچیز با رفتار درمانی (behavior therapy) انجام میشود که هدف آن کاستن از حساسیتهای فرد مبتلا، نسبت به انتقادها و همچنین تقویت تواناییهای اجتماعی او است. سر و کار داشتن با افراد پارانیید بسیار مشکل است زیرا بسیار زودرنج هستند و رفتارشان معمولا خصمانه است و از نظر احساسی بسیار بسته و نسبت به هر فعالیتی بی میل هستند.

به همین دلیل، درمان این مشکل، از پیشرفت کندی برخوردار است.برای درمان این افراد باید کوشش شود که در ابتدا چرخه شک و تردید او شکسته شود و او با تمرینهای آرامش بخش و روشهای کنترل اضطراب، از حالت انزوا خارج شود و کمکم با کمک پزشک و اطرافیان خود، تغییراتی اساسی در رفتارهای خود به وجود آورد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389ساعت 7:38  توسط لویمی-کریم  |